چند پارتی (بمون) پارت ۲

بچه ها با دیدنش تعجب کردن بعد از خداحافظی کوتاهی نگاهم به کوک افتاد آب دهنم رو به سختی قورت دادم چشاش شده بود کاسه خون نگران شدم
ناگاهی کرد بهم
جونگ کوک : چند ماهشه
ات: هشت ماهشه... کوک میخواستم بگم ولی ترسیدم ترسیدم که اونو رو نخواهی می‌دونی راستش از دوران رشدش عکس اینا دارم حتی صدای قلبش ...
گوشی رو با هول از جیب شلوارش بیرون کشیدم دستمو روی وویس صدای ضربان قلبش کلیک کردم
صدای ضربان قلبش تو محیط خونه پخش...
شد نگاهی به کوک کردم چیزی نمی گفت این استرس من روهزار برار بیشتر میکرد نگران بودم که چی میشه ...
دوباره نگاهی بهم کرد اشکام کمی مونده بود رو صورتم بریزه
جونگ کوک :نبینم گریه کردی ات حوصله ندارم ... دختره یا پسر حالا
ات: دختره قراره یه پرنسس به خونمون بیاد خوشحال نیستی ...
جونگ کوک :نه چون قرار نیست بچه ای تو این خونه باشه
ات متعجب شد با حالت سوالی صورتش رو به سمت کوک برد به سمتش قدم برداشت با دستاش صورتش رو گرفت

ات: نه جونگ کوک این کار نکن می‌دونی اگه این بچه ای که عاشقانه میپرسمتش نابود میشه چی میشه ... منم مثل اون نابود میشم
جونگ کوک :با من بحث نکن
ات :این کارو با من نکن ... اشکام سبقط گرفت هق هق هام تو خونه پیچید دلم آتیش گرفته
دیدگاه ها (۴)

بعد از چند دقیقه، جونگ‌کوک متوجه شد ات هنوز هر بار که صدای ر...

نصف فیلم گذشته بود.ات حالا تقریباً به صندلی جونگ‌کوک چسبیده ...

تک پارتی✨هر چند دقیقه یک‌ بار خودش رو توی آینه ماشین نگاه می...

شب تولدم فصل3پارت18جیمین: چیشده پرنسس چرا گریه میکنیات: جیمی...

ادامه ی پارت ۱۹۵

چندپارتی جونگ کوک

𝐓𝐡𝐞 𝐖𝐞𝐝𝐝𝐢𝐧𝐠 𝐃𝐚𝐲 | روز ازدواج𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟐بعد از رفتن مهمون‌ها سوار...

عشق زار آلود (Mysterious Love)Part:3📱 صبح روز بعد، ات با چشم...

از نفرت تا عشق درخواستیپارت 2ات: فاکک(ترس) جونگ کوک: پس بالا...

قسمت ۸ فردا صبح، وقتی جونگ‌کوک با سردرد از خواب بیدار شد و ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط