{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در شهری قدم میزنم که دختران لبان سرد خود را سرخ تر میکنند

در شهری قدم میزنم که دختران لبان سرد خود را سرخ تر میکنند تا شاید دل سیاه پر از هوس پسرها سرخ شود به بهانه ی عشق!
در شهری زندگی میکنم که پسرانش ادای مجنون را در می آورند تا شاید تن لیلی های ساده را به دست آورند!
در شهری اشک میریزم که پسرانش چشمان هیز خود را در پس عینک دودی پنهان میکنند تا شاید دختران در شیشه ی سیاه عینک، چشمان صادق خویش را ببینند!
در شهری می ایستم که دختران بر بوسه های خود قیمت میگذارند تا شاید پسران پولدار شریک آنها شوند!
در شهری می اندیشم که پسرانش خود را چون دیوار محکم تعریف میکنند تا شاید دختران تکیه کنند بر بازوی شیشه ای آنها!
دهانت را می بویند، مبادا گفته باشی دوستت دارم!
من میگویم حق دارند ، چون دوست داشتن های ما بو دار است... بوی سوء استفاده.... بوی خیانت..... بوی دروغ و بازی میدهد....
دیدگاه ها (۷)

ﺩﯾــﺮﻭﺯﮔﻮﺷﯿـﻢ ﺷﺎﺭﮊ ﻧـﺪﺍﺷـﺖ ﮔﻮﺷﯽ ﻣﺎﻣﺎﻧﻢ ﺭﻭﺑﺮﺩﺍﺷﺘﻢﺑﻪ ﺑﺎﺑﺎﻡ ﺍﺱ ...

ﻫَـــﻤﺴﺎﻳﻤﻮﻥ ﻋﻄﺮ ﻣﺸﻬﺪ ﺳﻮﻏﺎﺕ ﺍﻭﺭﺩﻩ ﺭﻳﺨﺘﻤﺶﺗــﻮﻯ ﮐﻮﻟﺮ.........ﺣ...

اینم از کتاب تست من با اعتماد ب سقف فراوان دارم آماده میشم و...

ایرانسل در آینده ای نزدیک: مشترک گرامی چه خبر؟ مامان بابا خو...

KIM V

✦ اولین گناه ✦فصل هفتم: هیچ‌کس اینجا نبود---از پنجره بیرون پ...

𝕯𝖗𝖊𝖆𝖒 𝖜𝖎𝖙𝖍 𝖒𝖊³اگر همه جا تاریک بود، دوباره بنگر شاید نور، خو...

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 1️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ باران از غروب...

✦ اولین گناه ✦✧ رمانی از خون، جادو و انتقام ✧❖ شخصیت‌های اصل...

فصل دوم: طعمِ تلخِ تظاهرا/ت به درِ بسته‌ی حمام خیره ماند. صد...

p : 1

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❺_بخش اول_ساده‌لوح یا خوش‌باور نیستیم؛ آسمان چنا...

رمان: سلطنتِ گل‌های سیاه 🖤🍒پارت دوازدهم: سقوط در اقیانوسِ تا...

رمان: سلطنتِ گل‌های سیاه 🖤🍒پارت دهم: پادشاهانِ پیتزایِ سوخته...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط