از این بیراهه ی تردید

از این بیراهه ی تردید

از این بن بست می ترسم

من از حسی که بین ما

هنوزم هست می ترسم

ته این راه روشن نیست

منم مثل تو می دونم

نگو باید برید از عشق

نه می تونی نه می تونم

نه می تونیم برگردیم

نه رد شیم از تو این بن بست

منم می دونم این احساس

نباید باشه اما هست

دارم می ترسم از خوابی

که شاید هر دومون دیدیم

از این که هر دومون با هم

خلاف کعبه چرخیدیم

واسه کندن از این برزخ

گریزی غیرِ دنیا نیست

نمی دونم ولی شاید

بهشت اندازه ی ما نیست



#روزبه_بمانی
#بهشت
دیدگاه ها (۱)

ترازِ مسلطخواننده: بی.ام.لیمیتمهندسیِ محتوا: بهرام محمدی[مقد...

dark life = 40

ا/ت تمام روز به حرف‌های سوکجین فکر می‌کرد.«تصمیمی که می‌گیری...

A Shadow Named You سایه‌ای به نام تو P.25(روایت از زبان ا.ت)...

نخ هایی که دلم رو بهت دوخت

رمان : فقط به من نگاه کن#𝗝𝘂𝘀𝘁_𝗹𝗼𝗼𝗸_𝗮𝘁_𝗺𝗲Part_46فصل نوزدهم | ...

Iove and the moonPart 43یونا با تعجب به کوک نگاه کرد.یونا: د...

' در این اتاق ، زمان ایستاده است . قابِ عکسِ رویِ میز ، آخری...

رمان اسیر خان پارت بیست و سوم ۲۳

رمان انتقام ازدواج کامل

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط