این صحنه رو برای تک تک دختر پسرای پیجم آرزو میکنم❤

این صحنه رو برای تک تک دختر پسرای پیجم آرزو میکنم❤
پرتکرار ترین جمله ای که به گوشمان میرسید
دراین مضمون بود:
ایشالا عروسیت...
برایمان بسیار بزرگش کردن بسیار بزرگتر از چیزی که هست ...
لباس سفید نمیگذاشتن بخریم میگفتند مختص عروس است
محروم شدیم از آن رنگ !
گاهی اگر شیطنتمان بالا میزد و یواشکی ردای سفید میخریدیم
هرجا میرفتیم میپرسیدن عروسی شدی ؟
واین داستان همواره ادامه داشت
لباس های قشنگ را کنار میگذاشتیم برای بعد از ازدواجمان یاشاید برای مجلس خواستگاری...
عروس شدن را برایمان تبدیل کردن به مدال قهرمانی تا قهرمان نشوی صاحب مدال نخواهی شد...
پس باید قهرمان میشدیم
ازخودمان قهرمان میساختیم...
اینجا بود که تصمیم گرفتیم تمام هم و غممان رابگذرایم
برای ساختن قهرمان...
مادرانی که پسر داشتن خودشان را صاحب ومالک همه میدانستن
میتوانستن زل بزنن به چشمان دختران سرتاپایش را برانداز کنن بعد هم با یک چشم غره نگاهشان را باز پسگیرند شاید درگوش بقیه هم پچ پچ کنند...
اما،نه به چشم عروس
به چشم یه کالا
که هرچه زیباتر، خوش پوش تر ،بلند قد تر،سفید تر و.... خریدنی تر
شاید اگر میخواستن عروسکی وارد خانواده اشان کنن بیشتر دقت میکردند
جنس بهتر را میخریدن که حداقل کیفیت را داشته باشد...
که به اندازه کمدشان باشد
هم قد و قواره اشان
هم شان و شخصیتشان
اما افسوس که کالا میخواهند ببرند برای نمایش و تظاهر...
بعد هم اگر چند ماه هم گذر نکند از همسری کردن برای پسرشان،از ماندن درخانواده اشان هرچه خواستند بگویند پشت سر دختران
بگویند لیاقت نداشتن،هم قد و قواره ما نبودند(بسی واضح بود از ابتدا)...
یادشان رفته که مهارت زندگی کردن را یاد گل پسرشان ندادند!!!
یادشان رفته که رسم دوست داشتن را نشانشان نداند!
یادشان رفته که میخواستند نردبان به خانه پسرشان ببرند!
هرچه بلند تر،خوش تراش تر لذت بخش تر
و صد البته تعریفی تر شاید هم بشود گفت باکلاس تر...
یادشان رفته که وقتی زنگ زدن تا بستگانشان را دعوت به عروسی کنن...
نگفتند:مثل خودمانند،هم کفویم،دختر نجیب و مومنیست .
گفتند:خانواده شان دکتر زاده اند ،طلا فروشند،عروسمان به زیبایی ملکه هاست و...

یادشان رفته چند خواستگاری رفتن...
روی چند دختر عیب گذاشتن...
قلب چند دختر را شکستن...
واشک چند مادر را جاری کردن...
چند دختر را از خدا دور کردن و
فرستادن دنبال عمل های زیبایی و....
جالب است توقع داشتن پس از اینهمه دلشکستن
پا گذاشتن روی انسانیتشان وآبروی دیگران مالک تمام خوشبختی ها شوند....
دیدگاه ها (۱۵)

{محکوم به لمس } part ۹ 杂交种 رنتو در میان افراد مقام دار ایست...

پارت ۵۳

📚 داستان | سهمی که از عشق نداشتدیروز، بلورخانم، همسر احمدآقا...

THE GIRL IN HIS DREAMSپارت ۵اسلاید ۲ رو ببین و تصور کندرهای ...

دیدار باتو (پارت ۵)

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 6۴د. ۲ : نهایتا دورو...

دیو و دلبر پارت ۱۷ رسیدیم به عمارت بزرگ حاج رحمان پدر بزرگ م...

کن نیچیوا !😇عشقولیا اومدم با پارت ۳ این شاهکار...(*-*)مرسی ا...

انتطار داشت مرد دستاشو از وسط بشونه و تیکه تیکه کنه اما با و...

خبخب_عاااا همونطور که میبیند #یاساشینی_با_موهای_کوتاهبلهبله ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط