{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چند پارتی

چند پارتی
part: ³
ات برگشت پیش اعضا .
کوک: یا حضرت مسیح این چیه انداختی کلت آنجا رسمه خودشون رو جن کنن .
ات: آقا این چادرم هست مادرم دوست داره بپوشم خودم هم دوست دارم اینجوری با حجاب کامل خودمون رو از چشم های هیز مردان دور میکنیم و محافظت میکنیم .
کوک: ات یبار دیگه تو درباره دینت حرف بزن میدم اخراجت کنن بابا درباره ی ایران بگو . .
ات: خب ایران یک کشور خیلی پهناوره کل کره ی جنوبیاندازه ی کرمان ایرانه از چیه ایران بگم .
جین: بریم غذا بخوریم الان شبه من گشنمه ‌.
ات. اوکی بریم یه رستوران خوب که سراغ دارم .
ات رفت رستوران رز زیر پل طبیعت .
ات. خوب بچه ها چی سفارش بدم بهتون . همه بهش سوالی نگاه کردن .
ات: براتون کباب کوبیده سفارش میدم مون همه اولین غذایی که توی ایران تست میکنن اینه . .
ات براشون سفارش داد .
براشون سالاد آورد پیاز آورد ترشی کلم قرمز و شور و ترشی ریز آورد سالاد آورد .
نامجون: وای با این همه چیکار کنیم همه رو بخوریم .
ات. نه با هر کدوم خشتون اومد مثلا من با کباب اینو دوست دارم ( کنار کباب چی دوست داری همون رو تصور کن )
سفارش ها اومد آکل شروع کردن خوردن دهنشون باز مونده بود بهترین کباب کوبیده ی ایران ب از اونجا بود . بعد با لذت خودن با ترشی با سالاد با پیاز و همه رو ات یبار باید یاد می‌داد و با حرص فارسی میگفت باید اینا رو هم یهدشون بدم تا تاحالا با غذاتون پیاز نخوردین .
و هفتاشون هم با تعجب به ات نگاه میکردن .
کوک: دیگه چند تا زبان بلد بودی .
ات: من فرانسوی اینگلیسی کره ای زبان مادری فارسی با خاطر دوره مدرسه ام عربی ژاپنی انیمه نگاه میکردم و تایلندی چون میخواستم پوز یکی از فامیل هامون رو بزنم بگم من زبان سخت بلدم .
ته. بهت نمی خورد اینطوری باشی .
هوسوک: تو واقعا خیلی خوب تلاش کردی تا این همه زبان یاد بگیری .
ات : آهان البته من ترکی هم بلدم هم برای خود استان های ایران و برای خارج از کشور برای ترکیه .
نامجون: ترکی استانی چیه ؟
ات: ما توز ایران ۲۰ تا زبان داریم و ترکی های مختلف چون ۶ تا استان ترک زبان داریم البته لهجه ها فرق میکه .
جین: خوب چیکار کنیم آخه خیلی خوشمزه بود باید دستور پختش رو یاد بگیرم .
ات: خیلی سادست گوشت پیاز ادویه ی کباب نحوه ب سیخ کشیدن و آتیش .
جین: چه گوشتی گوشت خوک ؟
ات: گوشت خوک حرامه ایرانی ها نمیخورن گوشت بره .
جین: اومم .
ات: میشه برم به مادرم بعد از اینکه شما توی هتل اوکی شدید برم دلم براش تنگ شده شما هم استراحت کنین
دیدگاه ها (۵)

تا وقتی هفت نفر کنارم هستند(فصل ۳)

تک پارتی✨عکس‌های قدیمی...عصر بود.ات داشت اتاق را مرتب می‌کرد...

#تک‌پارتی تک‌پارتی‌Jungkook«بخاطرت‌دنیا‌رو‌به‌اتیش‌میکشم‌عرو...

چندپارتی جونگ کوک

🎀🦋 پارت ۲۵ — ویو آت 🌸𐙚رفتم حموم، روتینم رو انجام دادم و بعد ...

پارت ۱۹۵

A game of love and hateP³ویو آتصبح با صدای زنگ از خواب بیدار...

صبح روز بعد، ات با قیافه‌ای کاملاً خواب‌آلود وارد سالن شد.از...

رومان روز برفی (پارت7)از زبان جونگکوکتو دفتر کارم بودم کہ تھ...

شب تولدم فصل3پارت18جیمین: چیشده پرنسس چرا گریه میکنیات: جیمی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط