P7 .MY GOOD MISTAKE.

! فالگوش وایسادن کار درستی نی
نامجون: ببخشید ولی فالگوش واینسادم داشتم رد میشدم
! برام مهم نیست (رفت تو کلاس)
تاینی و تافی داشتن باهم حرف میزدن و جیهوپ از پشت داشت نگاشون میکرد
یه پیام به تاینی اومد که یهو صورت خوشحال و خندان تاینی تبدیل شد به سرد ناراحت و بی احساس جیهوپ کنجکاو بود که چی تاینی رو انقدر زود ناراحت کرد تاینی رفت بابا بشتبوم مدرسه جیهوپم دنبالش رفت که تافی دستشو گرفت
: ببین من نمیشناسمت ولی اگر تاینی رو دوست داری ولش کن اون حالش خوب نیست
جیهوپ: چشه
؛ خب راستشـــ
. تافی دیره بیا سر کلاس
؛ آخ من باید برم
دخترا رفتن سرکلاس کلاس تموم شده بود هوا خیلی بارونی بود
تافی و تاینی با راننده رفتن خونه ولی لیا موند کتاب خونه فلو هم کار داشت فلو کارش تموم شد رفت جلو در مدرسه که دید مادرش به همراه یه مرد جلو در مدرسست
! تو اینجا چیکار میکنی
مادرش: دخترم بیا بریم خونه من بعد حرف میزنیم
! من هیچ جا نمیام
مادرش: دیگه داری اصبانیم میکنی هی تو بگیرش بزارش تو ماشین مرده حمله کرد سمت فلو
! ولم کن مرتیکه
مرده: چقدر غر میزنی
! کمکککککک
نامجون پیدا شد و یکی خوابوند تو صورتش
نامجون: یه بار دیگه نزدیکش بشو تا هالیت کنم

تمااااااام
شرط 10 کامنت
دیدگاه ها (۷)

پارت 3

p2

part 73 جیهوپ نشست پیش آلینا:« خسته شدی کوچولو؟»& اوهمجیهوپ ...

پارت دو

عشق میان ما پارت ۳

P20انیا از شدت خسته گی قش کرد رو تخت و همین طور دامیان فردا ...

From Enmity to Love

جدایی

عشقی حقیقی

بعد از امتحان هند اسامی رو گفت که کی یا نفر اول هستند کلویی:...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط