{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سناریو اسکیز💘

سناریو اسکیز💘
«وقتی تو مهمونی دوستت مست می‌کنی »

چان :
خودش اهل الکل نبود بوی الکل باعث میشد اخماش بره توهم ، همینطور که برآید استایل بقلت کرده بود و تو تو خواب هزیون میگفتی آروم با خودش گفت
+آخه چرا باید مست کنی دختر...

هان : همون‌طور که داشت ماشینو به سمت خونه می‌روند تو عین بچه کوالا ها آویزونش شده بودی و چرت و پرت میگفتی
تو : اومای‌گاد...چ آقای جذابی...دوزپسرم میشی(به دماغش ضربه زدی)
هان هم از اسکل بازیات خندش گرفته بود هم کلافه
هان : من سگم اگر بزارم ی بار دیگه مست کنی(داداش من خودم سگتم🙏🏻😔)

لینو : لینو داداشمونم که خودش قشنگ مست کرده بود و الان داشت رو ابرا سیر میکرد...و این تو بودی که داشتی میبردیش خونه. همینطور که سوار تاکسی بودین یکدفعه دستشو گذاشت رو رون پات
لینو : واو...چ خانم جذابی....(خمار نگات کرد)
میدونستی اثرات مستی و پوزخند ریزی زدی


چانگبین : بعد از این که حسابی خونه ی دوستت مست کردی دوستت زنگ زد به چانگبین که بیاد ببرتت...
رسیده بودین خونه و الان تو عین ی بچه کوچولوا تو بغلش خوابت برده بود. موهاتو آروم نوازش کرد و اون هم کنار تو خوابید.

فلیکس :
میتونم بگم فلیکس مثل یک فرشته یک نجات برای تو بود. مست کرده بودی از مهمونی زده بودی بیرون و داشتی تو خیابونا برای خودت ول میگشتی(چون مست بودی و هوشیار نبودی و خب این خیلی خطرناکه).
فلیکس که تصمیم گرفته بود بیاد دنبالت یدفعه تورو دیدش که داری ول میچرخی و تلو تلو میخوری. سریع ماشین و ی گوشه پارک کرد و دوید سمتت اونور خیابون و توی حرکت انداختت رو دوشش...
فلیکس : وقتی ظرفیت نداری خب چرا مست می‌کنی جوجه...


ادامه دارد...
دیدگاه ها (۱)

رمان: خون و عشق پارت سوم هان هنوز همون‌جا ایستاده بود و به...

برای اوناایی که منتظر بودن❤️🥹(هان هنوز مسته ...)سه تا رازپار...

𝒲𝒽𝑒𝓃 𝐿𝒾𝑔𝒽𝓉 𝑀𝑒𝑒𝓉𝓈 𝒮𝒽𝒶𝒹𝑜𝓌Part 14بعد ازظهر، فلیکس برای قدم زدن ...

𝑺𝑪𝑬𝑵𝑻𝑬𝑫 𝑫𝑬𝑺𝑻𝑰𝑵𝑰𝑬𝑺پارت ۴زنگ ناهار که خورد، حیاط دوباره شلوغ ش...

خون و عشق 🩸❤️پارت دهمهان با صدای زنگ گوشیش از خواب بیدار شد....

سه تا رازپارت ۲ | چیزی که هان نمی‌دیدهان بالاخره خودش رو به ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط