🌿🌗🌿🌗🌿🌗🌿🌗🌿🌗🌿🌗🌿🌗

🌿🌗🌿🌗🌿🌗🌿🌗🌿🌗🌿🌗🌿🌗
🌿🌗🌿🌗🌿🌗🌿🌗🌿🌗🌿🌗
🌿🌗🌿🌗🌿🌗🌿🌗🌿🌗
🌿🌗🌿🌗🌿🌗🌿🌗
🌿🌗🌿🌗🌿🌗
🌿🌗🌿🌗
🌿🌗

#پارت۸
🌗🌿رمان دانشجوی لجباز من🌿🌗

#ارسلان
دیدم دیانا رفت سمت عروسک فروشی
هنوز انگار بچه بود رفتارش خیلی رو مخمه هم خیلی لجباز هم سعی داره رو مخ من باشه
آخه من موندم مادر عزیز تو با دوستت قرار داری من این وسط چیکاره بودم
رفتم همون مغازه که دیانا رفت
دیدم یه جغد برداشت
سفید بنفش و صورتی
خندم گرفته بود مثلا دانشجو بود
هیچی خدا دیدم مامانم داره صدام میکنه
مامان دیانا داشت با تلفن حرف میزد
#مامان_ارسلان
ارسلان میگم
این لباس بنفشه خوبه واسه دیانا بخرم
#ارسلان چرا باید بخری؟
#مامان_ارسلان چرا نباید بخرم دلم میخواد واسه عروس آیندم یه کارو بخرم
#ارسلان جاااااان عروس آینده؟؟؟؟😳
#مامان_ارسلان آره قراره واست دیانا رو جور کنم
دختر با کمالات خوشگل تو دل برو تحصیل کرده دیگه چی میخوایی
#ارسلان آها پس قضیه این بود منو کشوندی دنبال خودت
مامان خواهش میکنم هیچی نگو من حق دارم زن زندگیمو خودم انتخاب کنم
#مامان_ارسلان خوبه خوبه حرف اضافه نزن دارن میان
#دیانا ببخشید دیر شد
داشتم واسه دوستم کادو تولد میگرفتم
#مامان_ارسلان
نه دخترم چقدر هم خوشگلن جغدا
#دیانا مرسی
مامان جان من دیگه میخوام برم پیش ستی
تولدش بود هیچی براش نخریدم
#مامان_دیانا باش قشنگم برو
#دیانا پس با اجازه
خوش گذشت
#مامان_ارسلان وایسا دخترم ارسلان میرسونتت
#دیانا نه مزاحم نمیشم
#مامان_ارسلان نه بابا این چه حرفیه
ارسلان مادر برید
دیدگاه ها (۰)

پارت چهار هانا: ممنون راستی خانواده من هم میانیونگی: آره میا...

پنهان عشق

به زیباییه مشکی

پارت ۲۱

اورلورا

وقتی با اجبار میشی زن دومش پارت ۷ بعد از پاشدم لباسمو عوض کر...

╭─────────────── 🎀 ───────────────╮✦ پارت ۷۲ | اول باید درسم...

چند پارتی( وقتی خانواده هات ازت بدشون میومد )........‌.........

سقوط درخشان یک دیوانهپارت ۲۷رویاوقتی رسیدم قصر، هنوز گیج خوا...

True Love②⑧با خوشحالی رفتم داخل خونه ا/ت: ماماننننن، ماماننن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط