هعــــــــــــی

هعــــــــــــی
یادش بخیر
همین چن روز پیش بود
تازه اومده بودم
خداخدا میکردم اس ندی
اما دادی
گفتی :چ عجب
هه منم گفتم: سلام شما(ازیادم نرفته بودی اما میخواستم ثابت کنم ک فراموشت کردم)
توام بهت بر خورد و گفتی: باشه دیگه نمیشناسی بای
اما ای کاش میگفتی تو ک منو نمیشناسی اما من ک تورو میشناسم نفسمــ😚 ــی عشقمــ❤ ــــی دنیامی خانومی
بازم اس دادی و گفتی :میشه برگردم
اما نمیدونی ک چقد من کلنجار رفتم واسه فراموش کردنت و تو الان میگی میشه برگردم؟
منم گفتم: واسه چی برگردی
توام گفتی: واسه جبران
هه
جبران چی عشقــــ❤ ــــم؟¿
قلـــ❤ ـــب شکستمـــ💔 ــــو؟
مریضیــ😷 ــــی ک رفتی اومد سراغم؟
اشکـــ😭 ـــای شبمـــــــو؟
تنهاییمو؟
با این ک نیستی پیشم اما هنوز توقلبمـــ❤ 💋 ــــــی

#دلنوشته واقعی
دیدگاه ها (۱)

اجبار به بدبختی پارت ۲۱

🟤پزشکیان: از روزی می‌ترسم که خدا از من سوال کند که چه‌ کار ک...

تهیونگ و دوستاش اخیرا رفته رستوانی که یکی از آرمی ها توش کار...

تکپارتی درخواستی#وقتی میگیم یونگی میشه برام عروسک بگیری ؟ 🎀ب...

اولورا

True Love②⑦یونی: ا/تا/ت: بله یونی: چرا خودت رو گول میزنیا/ت:...

صب با آلارم گوشیم از خواب بیدار شدم. ساعت ۱۱ بودم. بلند شدم ...

پارت هدیه🎁part 45شوگا گفت بیا به هم برگردیملارا بدون معطلی گ...

در جست و جوی خاطرات پارت ۱۸

من عاشق یک مافیا شدم Part 2#جونگکوکجونگکوک :هر چی ام که شده...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط