{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دیدی ای دل عاقبت زخمت زدند...

دیدی ای دل عاقبت زخمت زدند...
گفته بودم مردم اینجا بدند...
دیدی ای دل ساقه ی جانت شکست...
آن عزیزت عهد وپیمانت شکست...
دیدی ای دل حرف من بیجا نبود...
از برای عشق اینجا جا نبود...
دیدی ای دل دوستی ها بی بهاست...
کمترین چیزی که میابی وفاست...!
دیدگاه ها (۱)

اشعار یزدان رستمی اصل و محمدمهدی عسگری فکور

قسمت ۸(بخش یک)

---نه از فراق، که از نزدیکی می‌سوزم. از آن لحظه‌ای که چشمانت...

رمان رویای او وقسم به تمام مقدساتم که تو رویای منی 🫀پارت:11*...

رمان لونا و ویلیام قسمت ۴

part ²با اون شخص یهو بدنم لرزید.اون جونگکوک بود!!!ولش بک به ...

«خانه، بی‌تو چقدر سرد و ساکت است…»بابا.جون.مهربونم😔می‌دانی؟...

قسمت ۷

سروده‌ی «باید برخاست» با مداحی محسن محمدی پناه نمونه‌ای از پ...

فصل دومپارت پانزدم | قولی برای دو سالروز رفتن نزدیک شده بود....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط