{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تصدق دلت که حالا به جای من برای کس دیگری تند تند میزند،

تصدق دلت که حالا به جای من برای کس دیگری تند تند میزند،
تصدق آن چشم ها که زل میزند در چشمهایی که شبیه چشمهای من نیست،
تصدق آن لب ها که دوستت دارم میگوید به من نه،به دیگری،
تصدق آن دستها که عادت کرده به دستهایی که دستهای من نیست،
تصدق آن پاها که همقدم دیگری میشود...
تصدق شما و هرچه به شما تعلق دارد عزیزِ جان
فقط قول بده مثل من لبخند را از زندگیت دریغ نکنی،
فقط قول بده مثل من زیاد دلتنگی نکنی،
فقط قول بده بیتابی نکنی برای نبودنم،
فقط قول بده به جای من هم مراقب خودت باشی
جان تو و جان آن دستها و چشمها و لب ها و پاها ...
جان تو و جانِ شریکِ تک تکِ رویاهایم...
دیدگاه ها (۲)

{محکوم به لمس } part ۲۸ 杂交种تاوان گناه کی رو پس میداد ؟ مادر...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 26_من آمادمجونگکوک ک...

خیلی ذوق دارمشبیه همان شوقی که بارها در نگاهت دیده بودم.می‌د...

دریاچه خونین :فصل اول _ پارت ۲۴تقریباً یک ماه از ورود چویا ب...

چند پارتی

پارت چهارم ❤️ایزوکو هنوز نمی‌توانست نگاهش را از کاتسوکی بگیر...

Part:3💫کانوسا بیخیال افکارش شد و به جایی که قرار بود سیغه ی ...

# پارت ۲۳: سایه‌ها و نورپاریس در زیر بارانِ ریز و خاکستری، ب...

KIM V

تصدق دلت که حالا به جای من برای کس دیگری تند تند میزند،تصدق ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط