{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تصدق دلت که حالا به جای من برای کس دیگری تند تند میزند،

تصدق دلت که حالا به جای من برای کس دیگری تند تند میزند،
تصدق آن چشم ها که زل میزند در چشمهایی که شبیه چشمهای من نیست،
تصدق آن لب ها که دوستت دارم میگوید به من نه،به دیگری،
تصدق آن دستها که عادت کرده به دستهایی که دستهای من نیست،
تصدق آن پاها که همقدم دیگری میشود...
تصدق شما و هرچه به شما تعلق دارد عزیزِ جان
فقط قول بده مثل من لبخند را از زندگیت دریغ نکنی،
فقط قول بده مثل من زیاد دلتنگی نکنی،
فقط قول بده بیتابی نکنی برای نبودنم،
فقط قول بده به جای من هم مراقب خودت باشی
جان تو و جان آن دستها و چشمها و لب ها و پاها ...
جان تو و جانِ شریکِ تک تکِ رویاهایم...
فاطمه_جوادی
دیدگاه ها (۲۱)

از شب چه میخواستم مگر؟همینکهتا صبح برایت دلبری کنمونوش جانت ...

قهر می‌کنیم تا بفهمانیم دوستش داریم ، گریه می‌کنیم تا بگوئیم...

ظهور ازدواج )( فصل سوم ) پارت ۶۷۱قلبم داشت از لذت و هیجان از...

#تاج_و_طوفانپارت ۷۹: گم‌شده‌هایی که گم نشده بودندهوای بیرون ...

سناریو هایکیو

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط