{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

زندگی من

زندگی من
یعنی
شیب خط گردنت
وقتی
به پهنای شانه ات می رسد
یعنی
رگ برجسته ی دست هایت
وقتی
آنها را در هوا تکان می دهی
یعنی
مهربانی شباهنگام و خواب آلودت
وقتی که می پرسی :
"سردت نیست؟"
یعنی
رگه های قرمز چشمانت
وقتی خستگی در چشمانت موج می زند
یعنی
موهای خیس روی پیشانیت
که به عطسه می اندازدت
زندگی من
یعنی...
تو !
یعنی
همین دلتنگی نفس گیر است
وقتی
این شعر را برایت می گفتم...
دیدگاه ها (۸)

چه کیفی دارد کسی باشد که وقتی نام کوچکت را از ته دل صدا می...

حواست باشد جانم ... ! وقتی به زبان آورد که دوستت دارد ! به چ...

بانو ... تا به حال مردی را این چنین به چشمانت دیده ای ؟ که ا...

(دقیقا همینطوره موافقا لایک کنن) هیچ زنی را، در هیچ کجای دن...

---نه از فراق، که از نزدیکی می‌سوزم. از آن لحظه‌ای که چشمانت...

انسان بودن، فقط یک زیستنِ ساده در بستر زمان نیست؛ یک سفر مست...

با خارها راهش را میبندم: شباهت فرقه سبائیه و بهائیت

سناریو: ماه سرخ

خسف | قصه بیست و سوم: حضرت زینب (س) بخش دوم (قسمت پایانی)

این یک رمان خیالی از بانگو هست و هیچ کدم از این اتفاقات واقع...

این یک رمان خیالی از بانگو هست و هیچ کدم از این اتفاقات واقع...

007-آلما ویسکی - پارت ۴۱

میبخشی پارت ۴

زندگی منیعنی شیب خط گردنتوقتی به پهنای شانه ات می رسدیعنیرگ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط