{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پسرک رو به مزار دختر ایستاد، برایش از دلتنگیش گفت، از آغو

پسرک رو به مزار دختر ایستاد، برایش از دلتنگیش گفت، از آغوشی که این روزها خیلی هوایش را کرده...
از شوخی های دلنشینش، از چشمان مهربانش، از حرف های نگفته اش، از یک دنیا بغضش... برایش کادو گرفته بود آمده بود تا لبخندش را ببیند!
هق هق گریه هایش به آسمان بلند شده بود...
پسر:
برات… کادو… برات یه دسته گل گلایل!… یه شیشه گلاب… و یه بغض طولانی آوردم…!
تک عروس گورستان!
پنج شنبه ها دیگه بدون تو خیابونها صفایی نداره…!
اینجا کنار خانه ی ابدیت می نشینم و فاتحه میخوانم…
نه اشک و فاتحه... اشک و فاتحه و دلتنگی
امان… دنیای من! تو خیلی وقته که…
آرام بخواب فرشته کوچ کرده ی من…
دیگر نگران قرصهای نخورده ام… لباس اتو نکشیده ام…. و صورت پف کرده از بی خوابیم نباش…!
نگران خیره شدن مردم به اشک های من هم نباش..!
بعد از تودیگر مرد نیستم اگر بخندم…
اما… تـو آرام بخواب…
دیدگاه ها (۴)

لحظه هایی هست که وقتی سخت دلگیری دردت را در سینه ات فرو می ر...

عجب زمانه بدی شده! دلم خیلی گرفته... طعم زندگی زیبا را هم دی...

عکس مستربین به همراه همسر و دخترش!

آ بعضـﮯ وقتآ هَست کہ دפس בآرـﮯ کنارت باشہ… محکمـ بغلت کنہ...

وقتی اون تورو به سرپرستی میگیره و... p18ات. تو.... تو اونو ک...

پارت ۱۰..خب مصلا جشن تموم شد و همه رفتن....اینجا قراره اتفاق...

____[The Forbidden Crossing]____

رمان: مادام کوچولوی کیم part:۵با اینکه فضایِ باغچه پر از خند...

پارت هشتم همین حرف جونگ‌کوک مثل یه تیر خورد وسط قلب نامجون. ...

{تکپارتی}....... صدای داد و فریاد هایشون خونه را پر کرده بود...

فصل اول قسمت ۴برج وی اون طرف واکس الستور رو میبره تو اتاق کن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط