زندگی دوباره
پارت ³³
کیه که پارت دادههه؟؟🤓🤓
همه یک صدااا
مننننننن🤓🤓🤓
بچه ها واقعااااااا شرمندم که دیر شد😔
امروز میخواستم پارت بدم اما بدجور سرماخوردم حتی صدام در نمیاد که صحبت کنم😷
فک کنم ویروسه چون اول مامانم بعد خواهر و برادرم و بعدم من گرفتیم😢
مامانم میگه علائمش دوز جدید کروناس که اومده🤧
خلاصه واقعا از صبح بیحال بودم نمیتونستم پارت بدم🤒😭😭😭
واقعاااااا ببخشیددددددد😭😭
خب بریم...
«در خانه خاله هیولا»(اسم پارته...)
زنیتسو هنوز نیومده و ندیده شهید شد
زنیتسو: یعنی چیییییییییی چرا باید یه همچین دختر زیبایی خواهر تو باشههههههههه چرا تو هم انقد خوشگلیییییییی چرا پسرییییییییی عاااااااااااااااا
زنیتسو توسط کای شهد تلخ الفاتحه را با نی نوشید🥤
همه رفتن سمت اون خونه پیرزنه
پیرزنه درو باز کرد
پرزن: سلام، بفرمایید داخل. میبینم شیطان کش هم هستین
زنیتسو: عااااااااااااااااااااااااا هیولااااااااااا👹
کای محکم میکوبه پس کله ش
کای: خفه شو بابابرقی جون با بزرگتر درست بحرف
همه با پیرزن میرن داخل
(ترتیب کارهایی که انجام میدن رو یادم نی، هر ترتیبی که فک میکنم میذارم. امیدوارم درست باشه)
پیرزن براشون لباس میاره: لطفا لباساتون رو عوض کنین و بدین به من که بشورم
تانجیرو: چشم
و خب میرن لباسشونو عوض میکنن
👕
👖
کایا: میگم اینجا رخت آویز ندارع؟
زنیتسو: رخت آویز دیگه چیه؟
کای خطاب به کایا: نه والا
کایا: پس کدوم گوری لباسامو بزارمممممممممم😫😫
کای: سر قبرم👁👄👁
کایا: 굼_굼
زنیتسو: میگم لقت آویر چیع؟
کای: رخت آویز دادا😃
کایا: از اسمش معلومه دیه، رخت را می آویزی🤓
زنیتسو: #_#
لباساشونو عوض میکنن و غذا میلمبونن
دکتر میاد بالای سرشون
دکتر: عالیه، همه شون داغونن
...
پیرزن جاهاشونو پهن میکنه
اینوسکه میپره رو اولی
اینوسکه: هر کی اول اومد بهترین برای اونه، این برای منه
تانجیرو با لبخند میگه: باشه
کایا: عااااااااااااااااااااااااا من با داداشم میخوابم
و میپرن رو آخری
خلاصه ترتیبی که دراز میکشن اینجوریه: اینوسکه، تانجیرو، زنیتسو، کای و کایا
کایا: عااا کی فکرشو میکرد انقد داغون باشین🤕
درستع، کای و کایا سالم بودن
خب خلاصه اینا حرفاشونو میزنن تا میرسه به عذرخواهی اینوسکه...
زنیتسو: عذرخواهی کن!🔪
اینوسکه: نمیکنم!
تانجیرو: بیخیال فقط بگو که متاسفی
زنیتسو: اگه عذرخواهی نکنی دیگه باهات غذا نمیخوریم
اینوسکه: خب نخورین! خودم میخورم
زنیتسو: تو نمیدونی که وقتی با بقیه غذا میخوری چه کیفی میده؟
تانجیرو: راست میگه👍
اینوسکه: نه، تاحالا با کسی نخوردم(میدونم از خودم در آوردم یادم نی دقیقا چی میگفتن)
کای: قضیه چیع؟🤓
کایا: به خدا اگه بدونم...
تانجیرو: چیز خاصی نیست...
در طی سلطنت سکوت👑
تانجیرو: زنیتسو تو برای چی شیطان کش شدی؟
زنیتسو: من بدهکار بودم. کسی که سرپرستی منو گرفت قول داد بدهی هام رو پرداخت میکنه به شرطی که شیطان کش بشم. اینوسکه تو چی؟
اینوسکه: دلیل خاصی نداشت. یه شیطان کش اومد تو منطقه م و زورآزمایی کردیم که کدوممون قوی تره. من بردم و شمشیرش رو برای خودم برداشتم. بعد فهمیدم یه آزمونی هم هست که با شیاطین رو به رو میشی
کای: میتونم فرض کنم چه بدبخت بوده🤓
کایا: به خدا😃
کای: خدا رحمتش کنه🤓
زنیتسو و تانجیرو تایید کردن👍
زنیتسو: کای، کایا، شما برای چی شیطان کش شدین؟
تانجیرو: راست میگه، به منم چیزی نگفتین تو این دوسال
کای: عااااااااااااااا نمیدونم والا
کایا: بیشتر واسه اینکه برگردیم خونمون؟
تانجیرو: خونه؟
کای: ما جدا از خانوادمون زندگی میکنیم
کایا: ولی من راضیم. میتونم هر چی دلم میخواد بلمبونم
کای آه میکشه: بابا نمیذاره زیاد بخوابم😮💨
زنیتسو: @_@
تانجیرو: #_#
اینوسکه: &_&
✯✯✯
راز دوران تایشو
1-اینوسکه فک میکنه کای و کایا ضعیفن چون تاحالا جنگیدنشونو ندیده👍
2-زنیتسو میخواد یه روش پیدا کنه تا مخ کایا رو بزنه اما وقتی بعدا نزوکو رو میبینه منصرف میشه و میره سراغ نزوکو😃
3-تانجیرو از اینکه دوباره کای و کایا رو دیده خوشحاله😍
4-تانجیرو میخواد از کای و کایا بپرسه که دیدار با موزان واقعی بود یا کیک؟(منظورم واقعی یا خوابه)😴
✯✯✯
همین دیگه
آها راستی یه چیزی بگم هر چیزی که تو فیک هست الکیه و فحش هاش رو نسبت به شخصیت ها لطفا جدی نگیرین همش برای جذابیت فیکه
حمایت؟
#انیمه
#شیطان_کش
#زندگی_دوباره
کیه که پارت دادههه؟؟🤓🤓
همه یک صدااا
مننننننن🤓🤓🤓
بچه ها واقعااااااا شرمندم که دیر شد😔
امروز میخواستم پارت بدم اما بدجور سرماخوردم حتی صدام در نمیاد که صحبت کنم😷
فک کنم ویروسه چون اول مامانم بعد خواهر و برادرم و بعدم من گرفتیم😢
مامانم میگه علائمش دوز جدید کروناس که اومده🤧
خلاصه واقعا از صبح بیحال بودم نمیتونستم پارت بدم🤒😭😭😭
واقعاااااا ببخشیددددددد😭😭
خب بریم...
«در خانه خاله هیولا»(اسم پارته...)
زنیتسو هنوز نیومده و ندیده شهید شد
زنیتسو: یعنی چیییییییییی چرا باید یه همچین دختر زیبایی خواهر تو باشههههههههه چرا تو هم انقد خوشگلیییییییی چرا پسرییییییییی عاااااااااااااااا
زنیتسو توسط کای شهد تلخ الفاتحه را با نی نوشید🥤
همه رفتن سمت اون خونه پیرزنه
پیرزنه درو باز کرد
پرزن: سلام، بفرمایید داخل. میبینم شیطان کش هم هستین
زنیتسو: عااااااااااااااااااااااااا هیولااااااااااا👹
کای محکم میکوبه پس کله ش
کای: خفه شو بابابرقی جون با بزرگتر درست بحرف
همه با پیرزن میرن داخل
(ترتیب کارهایی که انجام میدن رو یادم نی، هر ترتیبی که فک میکنم میذارم. امیدوارم درست باشه)
پیرزن براشون لباس میاره: لطفا لباساتون رو عوض کنین و بدین به من که بشورم
تانجیرو: چشم
و خب میرن لباسشونو عوض میکنن
👕
👖
کایا: میگم اینجا رخت آویز ندارع؟
زنیتسو: رخت آویز دیگه چیه؟
کای خطاب به کایا: نه والا
کایا: پس کدوم گوری لباسامو بزارمممممممممم😫😫
کای: سر قبرم👁👄👁
کایا: 굼_굼
زنیتسو: میگم لقت آویر چیع؟
کای: رخت آویز دادا😃
کایا: از اسمش معلومه دیه، رخت را می آویزی🤓
زنیتسو: #_#
لباساشونو عوض میکنن و غذا میلمبونن
دکتر میاد بالای سرشون
دکتر: عالیه، همه شون داغونن
...
پیرزن جاهاشونو پهن میکنه
اینوسکه میپره رو اولی
اینوسکه: هر کی اول اومد بهترین برای اونه، این برای منه
تانجیرو با لبخند میگه: باشه
کایا: عااااااااااااااااااااااااا من با داداشم میخوابم
و میپرن رو آخری
خلاصه ترتیبی که دراز میکشن اینجوریه: اینوسکه، تانجیرو، زنیتسو، کای و کایا
کایا: عااا کی فکرشو میکرد انقد داغون باشین🤕
درستع، کای و کایا سالم بودن
خب خلاصه اینا حرفاشونو میزنن تا میرسه به عذرخواهی اینوسکه...
زنیتسو: عذرخواهی کن!🔪
اینوسکه: نمیکنم!
تانجیرو: بیخیال فقط بگو که متاسفی
زنیتسو: اگه عذرخواهی نکنی دیگه باهات غذا نمیخوریم
اینوسکه: خب نخورین! خودم میخورم
زنیتسو: تو نمیدونی که وقتی با بقیه غذا میخوری چه کیفی میده؟
تانجیرو: راست میگه👍
اینوسکه: نه، تاحالا با کسی نخوردم(میدونم از خودم در آوردم یادم نی دقیقا چی میگفتن)
کای: قضیه چیع؟🤓
کایا: به خدا اگه بدونم...
تانجیرو: چیز خاصی نیست...
در طی سلطنت سکوت👑
تانجیرو: زنیتسو تو برای چی شیطان کش شدی؟
زنیتسو: من بدهکار بودم. کسی که سرپرستی منو گرفت قول داد بدهی هام رو پرداخت میکنه به شرطی که شیطان کش بشم. اینوسکه تو چی؟
اینوسکه: دلیل خاصی نداشت. یه شیطان کش اومد تو منطقه م و زورآزمایی کردیم که کدوممون قوی تره. من بردم و شمشیرش رو برای خودم برداشتم. بعد فهمیدم یه آزمونی هم هست که با شیاطین رو به رو میشی
کای: میتونم فرض کنم چه بدبخت بوده🤓
کایا: به خدا😃
کای: خدا رحمتش کنه🤓
زنیتسو و تانجیرو تایید کردن👍
زنیتسو: کای، کایا، شما برای چی شیطان کش شدین؟
تانجیرو: راست میگه، به منم چیزی نگفتین تو این دوسال
کای: عااااااااااااااا نمیدونم والا
کایا: بیشتر واسه اینکه برگردیم خونمون؟
تانجیرو: خونه؟
کای: ما جدا از خانوادمون زندگی میکنیم
کایا: ولی من راضیم. میتونم هر چی دلم میخواد بلمبونم
کای آه میکشه: بابا نمیذاره زیاد بخوابم😮💨
زنیتسو: @_@
تانجیرو: #_#
اینوسکه: &_&
✯✯✯
راز دوران تایشو
1-اینوسکه فک میکنه کای و کایا ضعیفن چون تاحالا جنگیدنشونو ندیده👍
2-زنیتسو میخواد یه روش پیدا کنه تا مخ کایا رو بزنه اما وقتی بعدا نزوکو رو میبینه منصرف میشه و میره سراغ نزوکو😃
3-تانجیرو از اینکه دوباره کای و کایا رو دیده خوشحاله😍
4-تانجیرو میخواد از کای و کایا بپرسه که دیدار با موزان واقعی بود یا کیک؟(منظورم واقعی یا خوابه)😴
✯✯✯
همین دیگه
آها راستی یه چیزی بگم هر چیزی که تو فیک هست الکیه و فحش هاش رو نسبت به شخصیت ها لطفا جدی نگیرین همش برای جذابیت فیکه
حمایت؟
#انیمه
#شیطان_کش
#زندگی_دوباره
- ۶.۲k
- ۲۰ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط