کسخلان گروگان
پارت ³²(مینی پارت، جایی ام کم مینویسم)
ویو کایا
واقعا نمیفهمیدم. قضیه چیه
چرا انقد با انیمه فرق دارههههه
پوف کلافه ای کشیدم. رو به کیوکا گفتم
کایا: مخم نمیکشه تو چی؟😮💨
کیوکا: مگه مخ داشتی؟🤔
کایا: آره مال تو رو کش رفتم😌
کیوکا: عه من که نداشتم🤓
کایا: #_#
کایا: عوضی😑
کیوکا: الدنگ چرا فحش میدیییییییی خب مخ ندارمممممم😫
کایا: انگار من دارمممممم💢
.........
.....
کایا: &_&
کیوکا: @_@
کیوکا: مهارت خودزنی صد از صد😆
کایا: ببند گاله رو🤐
کیوکا: گاله نیس لبنیات کاله س🥛
کایا: #_#
کیوکا: 😁
ویو مایکی(شیلیلیلیلیلیلیلیلی💃🏻💃🏻💃🏻💃🏻)
اون دوتا بچه دردسر ساز بالاخره رفتن. آه، نمیدونم چی بگم. به چی فکر کنم. چی کار کنم. هیچی نمیدونم
اصلا، برای چی برای دوتا غریبه که احتمال جاسوس بودنشون بالاست گذشته م رو تعریف کردم؟
جاسوس؛ اگه اون دختره کایا الان اینجا بود جیغ میکشید ما جاسوس نیستیم
ولی واقعا مثل جاسوس ها هستن
ریز خندیدم. قیافه ش موقع تکذیب کردن این موضوع خیلی بامزه س. کلافه و اخمو ولی بازم ته چهره ش اون شیطنتش هست
وایستا، برای چی دارم به آن فکر میکنم؟؟
آه کشیدم و دستم رو روی صورتم کشیدم. از وقتی که فهمیدم اصالتا ژاپنی اند، به چیز هایی فکر میکنم که نباید
آه نمیدونم چی بگم، چیکار کنم، چرا انقد عجیبن؟
جاسوس زیاد دستگیر کردیم و همه شون کشته شدن، آدم بیگناه هم همینطور. اما این دوتا... کلا فرق دارن
بقیه از همون اول کلی میترسیدن و اصرار و التماس که ازادشون کنیم. اما اینا انگار اصلا براشون مهم نیست که افتادن دست مافیا
آه نمیفهمم. دستم رو از روی صورتم برداشتم و نفسم رو بیرون دادم. از روی صندلی بلند شدم و از اتاق بیرون رفتم
با دیدنش، لبخند شیطنت آمیزی روی لبم اومد. کی اومد طبقه بالا؟ نفهمیدم
دویدم سمتش و خودم رو انداختم رو کولش
؟؟؟: هییی مایکیییی!!!!
با خنده دستام رو دور گردنش حلقه کردم و با پاهام شکمش رو گرفتم تا نیفتم
مایکی: من دورایاکی میخوام "کن چین!"
~~~
جیغغغغغغغغغغغغ عرررررررررررررررررررررررر
مینی پارت بیرونم وقت ندارم
جواب پیام ها و کامنت هاتون رو بعدا میدم الان نمیتونم
حمایت؟
#انیمه
#توکیو_ریونجرز
#مایکی
#کسخلان_گروگان
ویو کایا
واقعا نمیفهمیدم. قضیه چیه
چرا انقد با انیمه فرق دارههههه
پوف کلافه ای کشیدم. رو به کیوکا گفتم
کایا: مخم نمیکشه تو چی؟😮💨
کیوکا: مگه مخ داشتی؟🤔
کایا: آره مال تو رو کش رفتم😌
کیوکا: عه من که نداشتم🤓
کایا: #_#
کایا: عوضی😑
کیوکا: الدنگ چرا فحش میدیییییییی خب مخ ندارمممممم😫
کایا: انگار من دارمممممم💢
.........
.....
کایا: &_&
کیوکا: @_@
کیوکا: مهارت خودزنی صد از صد😆
کایا: ببند گاله رو🤐
کیوکا: گاله نیس لبنیات کاله س🥛
کایا: #_#
کیوکا: 😁
ویو مایکی(شیلیلیلیلیلیلیلیلی💃🏻💃🏻💃🏻💃🏻)
اون دوتا بچه دردسر ساز بالاخره رفتن. آه، نمیدونم چی بگم. به چی فکر کنم. چی کار کنم. هیچی نمیدونم
اصلا، برای چی برای دوتا غریبه که احتمال جاسوس بودنشون بالاست گذشته م رو تعریف کردم؟
جاسوس؛ اگه اون دختره کایا الان اینجا بود جیغ میکشید ما جاسوس نیستیم
ولی واقعا مثل جاسوس ها هستن
ریز خندیدم. قیافه ش موقع تکذیب کردن این موضوع خیلی بامزه س. کلافه و اخمو ولی بازم ته چهره ش اون شیطنتش هست
وایستا، برای چی دارم به آن فکر میکنم؟؟
آه کشیدم و دستم رو روی صورتم کشیدم. از وقتی که فهمیدم اصالتا ژاپنی اند، به چیز هایی فکر میکنم که نباید
آه نمیدونم چی بگم، چیکار کنم، چرا انقد عجیبن؟
جاسوس زیاد دستگیر کردیم و همه شون کشته شدن، آدم بیگناه هم همینطور. اما این دوتا... کلا فرق دارن
بقیه از همون اول کلی میترسیدن و اصرار و التماس که ازادشون کنیم. اما اینا انگار اصلا براشون مهم نیست که افتادن دست مافیا
آه نمیفهمم. دستم رو از روی صورتم برداشتم و نفسم رو بیرون دادم. از روی صندلی بلند شدم و از اتاق بیرون رفتم
با دیدنش، لبخند شیطنت آمیزی روی لبم اومد. کی اومد طبقه بالا؟ نفهمیدم
دویدم سمتش و خودم رو انداختم رو کولش
؟؟؟: هییی مایکیییی!!!!
با خنده دستام رو دور گردنش حلقه کردم و با پاهام شکمش رو گرفتم تا نیفتم
مایکی: من دورایاکی میخوام "کن چین!"
~~~
جیغغغغغغغغغغغغ عرررررررررررررررررررررررر
مینی پارت بیرونم وقت ندارم
جواب پیام ها و کامنت هاتون رو بعدا میدم الان نمیتونم
حمایت؟
#انیمه
#توکیو_ریونجرز
#مایکی
#کسخلان_گروگان
- ۱۶.۹k
- ۱۹ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۴۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط