عشق یک شیطان ویک جوجه تیغی پارت ۲۸
باکوگو تاج رو ورداشت و نشست کنار جینا
باکوگو: حالت خوبه نفله؟
جینا: نه اصلا خوب نیستم من آماده این مسئولیت نیستم
باکوگو: هی تو از پسش بر میای باشه انقدر نفوذ بد نزن
جینا: شماها هم فردا باید برگردین نمی دونم میتونم تحمل کنم یانه
باکوگو جینا رو بغل کرد و سرشو رو سینش گذاشت
باکوگو: میدونم سخته نفله ولی اینم تموم میشه حالا پاشو زشته این جشن به افتخار توئه
باکوگو پاشد و دستشو جلوی جینا دراز کرد جینا به کمک باکوگو پاشد باکوگو تاجو روی سر جینا گذاشت
باکوگو: خیلی بهت میاد نفله
اونا دوباره وارد مهمونی شدن کل اون مهمونی با فکر اینکه قرار چی بشه و آیندشون چجوری باشه گذشت
فردا صبح:
بچه ها از جینا خداحافظی کردن و با جیو و جینو برگشتن به خونه
چند هفته بعد:
تو این چند هفته باکوگو و جینا باهم هر روز تصویری حرف میزدن و از روزشون برای هم میگفتن و اینطوری رفع دلتنگی میکردن اما با این حال هردوشون دوست داشتن یه بار دیگه کنار هم باشن
تو این چند هفته مسابقات قهرمانی شروع میشه طوری که از همه جای جهان کارآموزای قهرمانی جمع میشن تا باهم مسابقه بدن و بچه تصمیم دارن شرکت کنن این مسابقه اینطوریه که باید تو بُعد های مختلف با حریفاشون بجنگن
روز مسابقه:
مجری: خوش اومدید به دور نهم مسابقات قهرمانی من یه توضیح ریز درباره روند مسابقه بهتون میدم شما تو بعد های مختلف میجنگید و از پرتال هایی که در سراسر اون مکان هست رد میشد از این همه کار آموز فقط یکی برنده میشه و دعوت میکنم از ملکه شیاطین کسی که ترتیب پرتال ها و حریف های شما توی بُعد های دیگه رو داده جینا آکیرا
بچه ها با:شنیدن اسم جینا خوشحال شدن باکوگو دلش میخواست همین الان اونو تو آغوشش بکشه
جینا: سلام به همگی خب رقبای شما خیلی با دقت انتخاب شدن پس حواستونو جمع کنید چون احتمال اینکه برخی قهرمانا هم حریف شما شن هست موفق باشید
همه وقتی اینو شنیدن تعجب کردن اونا نمیتونستن با قهرمانا مبارزه کنن
پارت بعد: ۱۵ لایک و ۱۰ کامنت
باکوگو: حالت خوبه نفله؟
جینا: نه اصلا خوب نیستم من آماده این مسئولیت نیستم
باکوگو: هی تو از پسش بر میای باشه انقدر نفوذ بد نزن
جینا: شماها هم فردا باید برگردین نمی دونم میتونم تحمل کنم یانه
باکوگو جینا رو بغل کرد و سرشو رو سینش گذاشت
باکوگو: میدونم سخته نفله ولی اینم تموم میشه حالا پاشو زشته این جشن به افتخار توئه
باکوگو پاشد و دستشو جلوی جینا دراز کرد جینا به کمک باکوگو پاشد باکوگو تاجو روی سر جینا گذاشت
باکوگو: خیلی بهت میاد نفله
اونا دوباره وارد مهمونی شدن کل اون مهمونی با فکر اینکه قرار چی بشه و آیندشون چجوری باشه گذشت
فردا صبح:
بچه ها از جینا خداحافظی کردن و با جیو و جینو برگشتن به خونه
چند هفته بعد:
تو این چند هفته باکوگو و جینا باهم هر روز تصویری حرف میزدن و از روزشون برای هم میگفتن و اینطوری رفع دلتنگی میکردن اما با این حال هردوشون دوست داشتن یه بار دیگه کنار هم باشن
تو این چند هفته مسابقات قهرمانی شروع میشه طوری که از همه جای جهان کارآموزای قهرمانی جمع میشن تا باهم مسابقه بدن و بچه تصمیم دارن شرکت کنن این مسابقه اینطوریه که باید تو بُعد های مختلف با حریفاشون بجنگن
روز مسابقه:
مجری: خوش اومدید به دور نهم مسابقات قهرمانی من یه توضیح ریز درباره روند مسابقه بهتون میدم شما تو بعد های مختلف میجنگید و از پرتال هایی که در سراسر اون مکان هست رد میشد از این همه کار آموز فقط یکی برنده میشه و دعوت میکنم از ملکه شیاطین کسی که ترتیب پرتال ها و حریف های شما توی بُعد های دیگه رو داده جینا آکیرا
بچه ها با:شنیدن اسم جینا خوشحال شدن باکوگو دلش میخواست همین الان اونو تو آغوشش بکشه
جینا: سلام به همگی خب رقبای شما خیلی با دقت انتخاب شدن پس حواستونو جمع کنید چون احتمال اینکه برخی قهرمانا هم حریف شما شن هست موفق باشید
همه وقتی اینو شنیدن تعجب کردن اونا نمیتونستن با قهرمانا مبارزه کنن
پارت بعد: ۱۵ لایک و ۱۰ کامنت
- ۱۷.۹k
- ۳۱ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط