{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چو شیر شرزه‌ای از بیشه‌ات برون شده ای

چو شیر شرزه‌ای از بیشه‌ات برون شده ای
کسی ندیده چنین عاشق جنون شده ای 
تو کیستی؟ یل ام‌البنین! گل خونین! 
سر بریده ی خورشید غرق خون شده ای!
سر تو را به طبق می‌برد به نزد یزید
گناه زادِ هوس باره‌ی زبون شده‌ای
سر تو را به سر نی زدند مثل حسین(ع)
چه اعتبار و چه حیثیت فزون شده‌ای
فدای پیرهن پاره‌ات، برادر من!
شبیه یوسف در چاه واژگون شده‌ای 
نماد غیرت و ایمان، سیاوش ایران!
شکیب زینبی و صبر آزمون شده‌ای 
کدام منطق و شعر از تو می‌تواند گفت؟
هزار بغض مزامیر ارغنون شده‌ای
به جای فرش سلیمان چه هرزه می‌لافد
سیاه رایت پوسیده ی نگون شده‌ای
ستاره گرد سرت گریه می‌کند هر شب
شهاب ثاقب و خورشید بی سکون شده‌ای
سرت سلامت اگر سر نماند روی تنت
تو راز گمشده‌ی آن عقیق خون شده‌ای

#شهید محسن جان حججی❤
#زیارتت نصیب هرکسی نمیشود...
من بی سروپا چه خوش بختم که دیروز زائرت بودم هرچند زمان کم و دردودل بسیار بود اما بازهم هزاران بار شکر 🙇 ‍♀️🌹
دیدگاه ها (۳)

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 3️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ قرار ن...

سلام بر معلم شهیددرود خالصانه ام نثار تو باد ای معلم شهید که...

سناریو قفل آبی پارت ۴

ادامه ی پارت ۱۹۵

رمان: سلطنتِ گل‌های سیاه 🖤🍒پارت یازدهم: بازیِ سایه‌ها و تایم...

پارت هشتم | انتخابات چشم‌هایش را باز کرد.دست‌هایش بسته نبودن...

Blood contract/رمان مافیایی (تهیونگ)

سناریو باجی کیسوکه

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط