اسم فیک :ولی تو نمیدونی که من عاشقتم

اسم فیک :ولی تو نمیدونی که من عاشقتم

پارت هدیه

از دید ا/ت: تاکسی گرفتم و همراه پدرم به بار..رفتیم

حدودا از خونه ی ما تا بار.. بیست دقیقه راه بود

رسیدیم به بار.. پول تاکسی رو دادم

نمای بار خیلی قشنگ بود

تا با پدرم وارد بار شدیم بوی الکل

به مشامم خورد از الکل زیاد خوشم

نمیاد
همینطوری داشتم اطراف بار رو بررسی میکردم

که یه نفر بهش میخورد بادیگارد

باشه اومد طرف من و پدرم

بادیگارد :شما آقای کیم هستید

پدر ا/ت:بله خودمم

بادیگارد :همراه من تشریف بیارید لطفا

همراه پدرم دنبال بادیگارد رفتیم

تا به دری رسیدیم که روش نوشته بود vip
دیدگاه ها (۱۷)

فاصله یک لبخند تا جنون

مافیای من

فاصله یک لبخند تا جنون

آواز عشق ♣️part4♣️ا/ت ویو یونگی منو راهنمایی کرد به داخل ی...

Love you پارت پونزدهم پاشدم رفتم کارای لازمو کردم لباس پوشی...

part 2بیخیال افکارم شدم و تصمیم گرفتم کمی استراحت کنم.. لپ ت...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 37جونگکوک برگشت و با...

پارت : ۲۵ ادامه .....صاحاب مغازه : میگم شما آقای پارک جیمین ...

پارت نوزدهم ( آخر) یک ماه بعدات. ای دلم تیر می‌کشه کوک. میخو...

پارت2یه پسر جذاب بود رفتم یه گوشی نشست با موبایلش ور میرفت. ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط