تب چشمات

تب چشمات
یه بار دیگه شکستم داد
تو دلم زلزله راه افتاد
بخدا بدکاری دستم داد
یه بار دیگه شکستم داد
تب چشمات تب چشمات
منو سوزوند و زمینم زد
شایدم زندگی چشمم زد
چه بلایی سر من اومد
امون از چشمای خوشحالم
منو ول نکن تو این حالتم
آخه من فقط با تو راحتم
دیگه آب از سر من رد شده
تو که مهربون بودی
چرا اون چشات باهام بد شده؟
تو نفس نفس هوای منی
تو رو این زمین خدای منی
واسه من مهمه آرامشت
ولی تو دلت میخواد
دل بیقرارمو بشکنی
دیدگاه ها (۴)

سناریو سائه پارت اخر

سناریو ایدل رویایی پارت ۵

سناریو:زخم التیامی/پارت ۶**باکوگو**اتوبوس راه افتاد. بالاخره...

**پارت ۱۸**در با صدایِ انفجاری باز شد و نورِ تندِ چراغ‌هایِ ...

پارت ۲ × چشم ...خیلی ممنون‌..........( و جیمین با استرس اینک...

پارت۸که جونگکوک با گریه از خواب بیدار شد و محکم یوری رو بغل ...

پارت ۶۰

عشقی حقیقی

اسم:نیمه شب پارت:۲

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 17هر کسی رو که میبین...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط