پارت دهم

اما من میخوامت
پارت دهم

کوک: تو دیگه عصبی نیستی تعجب کردم

ات: خب دیروز بد جوری سرت داد زدم خب بخاطر اون ازت معذرت میخوام آقای...

که کوک حرف اتو قطع کردو گفت

کوک: میتونی کوک صدام کنی راحت باش و در ضمن ممنونم از عذر خواهیت اما خب بهت حق میدم بابت دیروز

ات: خب کوک مرسی که درکم میکنی

کوک با لبخند خیلی کیوت و عاشقانه گفت

کوک:خب ات نظرت چیه برای اینکه بتونیم همو بیشتر بشناسیم بعد کارا بریم یه جایی که تو دوست داری تا باهم حرف بزنیم؟

ات که با خنده ی کوک لبخند روی لبش اومد گفت

ات: آره اوکیم فکر خوبیه

کوک:خب نگفتی کجا بریم؟

ات: میشه این دفعه به انتخاب خودت باشه ؟

کوک:باشه پس بریم یه کافه باحال

ات:اوکی خوبه

ویو ات: کوک وقتی میخندید خود به خود خنده روی لبم میومد خیلی جذاب و مهربون بود با اینکه بزرگترین مافیای کره هست اما خیلی مهربونه

فلش بک به بعد کارا توی کافه

کوک: خب ات چی میخوری؟

ات: من بابل تی میخوام

کوک: پس منم قهوه

کوک: ات میخوام که یه در خواستی بهت بدم

ات: چه در خواستی؟

کوک: ازت میخوام باهم بیشتر صمیمی بشیم مثل دوتا رفیق فابریک که تا یه روز باهم حرف نزنن میمیرن یعنی خیلی باهم صمیمی بشیم

ات: خب چطوری رفتار کنم آخه باهات؟

کوک: با دوستات چطوری رفتار میکنی همون کارو با من انجام بده شاید اینطوری بهم حسی پیدا کردی

ات: حالا که اینو میخوای از نظرم فکر بدی نیست قبوله رفیق عزیز تر از جانم

کوک: مرسی که قبول کردی دوست جونم

خلاصه که کوک و ات از علایقشون به هم گفتن و کلی خندین و صمیمی شدن

فلش بک به فردای عقد

ویو ات

از خواب بیدار شدم رفتم دوش گرفتم لباس پوشیدم دیدم خانم هلنا و یجی با آرایشگر ها اومدن

ات: سلام خانم جئون

هلنا: سلام دخترم

یجی : سلام ات

ات: سلام عزیزم

بهشون سلام دادم که دیدم یه نفر...

بچه ها حمایت کنید امشب میخوام ۴ تا پارت اپلود کنممم
ببینید چه ادمین مهربونی دارید☺️😆😏
دیدگاه ها (۵)

- میگم میای بریم کافه تریا یک چیزی بخوریم + بریم من که کاری ...

ات و جونگ‌کوک توی حیاط نشسته بودن.جونگ‌کوک مشغول حرف زدن با ...

تا وقتی هفت نفر کنارم هستند(فصل ۳)

اجبار به بدبختی پارت ۴۹

از نفرت تا عشق درخواستیپارت 2ات: فاکک(ترس) جونگ کوک: پس بالا...

شب تولدم فصل 3پارت 21ات: او بله بفرمایید دکتر: خب نمیدونم تب...

پارت 20رمان 🤍عشق مدرسه ای 🤍هیونجین: باشه ویو جونگین و ات: جو...

پارت۳

My dady پارت③ خب اگه سانا پرسید به کای میگم، آرههه. خب اصن ب...

رئیس دوست داشتنی من پارت ششم من درسرکار بودم و کار میکردم ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط