برادرناتنی پارت۱۰

ویوات
پارک و اون کیم عوضی رو گرفتیم سوارون شدیم و به عمارت راه افتادیم
ویو توی خونه
واقعا دیگه گیج شدم یکی میگه مامان وبرادرت تو کشته یکی میگه نکشته واقعا خسته شدم
صدای قدم زدن یکی به اتاقم میومدم ،حتما یونادیگه ،در زد
@ات
_بله یونا بیا تو
(یونا اومد تو)
@ات با حرف هایی که پدرزد ،فهمیدیم که مامان وبرادرت نمردن و توی محدوده بالا شهر آلمان زندگی میکنند و فقط رفتارارش به خاطر رقیبش هانگ نمی تونسته باهات خوب باشه چون نقطه ضعف از بابات میگرفت
_یونا دیگه نمیدونم چیکار کنم اون از مامان وبرادرم واینم از بابام پس اون همه شکنجه چی میشه ،یونا دارم دیونه میشم کاش نمیدم کره یونا ،یکاری کن
@ات ،من الان سه تا بلیت برای آلمان میگیرم بعد مامان و برادرت تو پیدا میکنیم باشه ،ات دیگه ناراحت نباش عزیزم (ات بغل میکنه)
_یونا پس کیم چی میشه
@اوکی ،چهارتا بلیت میگیریم حله،(چشمک میزنه و میره سمت در)پس چمدونت جمع کن پارک ات
_چشم، پارک یونا(میخنده)
@چه عجب ما خنده تورو دیدیم
دیدگاه ها (۱)

╭─────────────── 🎀 ───────────────╮✦ پارت ۷۲ | اول باید درسم...

#برادر ناتنی من

درخواستی : وقتی بهت خیانت کرد

Iove and the MoonPart 47ویو یوناصدای تیر توی کل خونه پیچید.ی...

به زیباییه مشکی

عشق میان ما پارت ۳

𐙚₊˚⊹ 𝑺𝒆𝒂𝒔𝒐𝒏 𝑻𝒘𝒐 ⊹ 𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟎𝟓 ⊹˚₊𐙚 لیام: ـ کدوم حد؟ حقیقت؟ اینکه...

part 7بابای ات:خاب شرکت بهم یه پست خیلی بالا دادهات:اووو مبا...

پارت هجدهم شب عروسی آت. وای دخترا میکاپتون تموم نشد( آرایشگر...

THE FIRST KISSPART: 2&: ببین من الان کارم به تو بستگی داره ی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط