#عشق_پولی

#عشق_پولی
#part10

بعد از اینکه نشستم فرم مبارزه رو توی پروژکتور نشون دادن مینهو سومین مسابقه بود یه لبخند به لبم زدم پام و انداختم رو اون یکی پام از اب بغل دستم خوردم که پیام اومد به گوشی گوشی رو باز کردم که دیدم جیان گفته
جیان : هیچ کاری نکردی ولی جذبت شدن
هان : منظورت چیه ؟
جیان : رئیس لی
هان : عو اوکی الان گوشی رو میبندم و یه نگاه کوتاه میندازم بهش که ضایع نشه
جیان : اوک
گوشی رو خاموش کردم و یه قلوپ از ابم و خوردم و یه نگا به کنارم انداختم اقای لی طرف چپم نشسته بود و واقعا ترسناک بود انگار داشت انالیز میکرد
ولش کن بابا بزار هرکاری میخواد بکنه، بکنه چیکار کنم چشای خودشه خوشش اومده که به کتفم اهان بازی اول شروع شد
بازی اول شروع شد و تموم شد بازی دومم همینطور نوبت بازی سوم بود مینهو در حالی که کلاهشو سرش میکرد وارد شد و مقابل رقیبش قرار گرفت یه پسره که معلوم بود از اون لاشیاست راند اول شروع با هر ضربه مینهو من خرذوق میشدم‌ و یه لبخند میزدم مینهو ۱۶ به ۱۲ برد و بازی چهارمم انجام شد برنده ی هر بازی دوباره باید با یکی از بازیکن برنده دیگه مبارزه میکرد و ۲ برنده دیگه هم باهم مبارزه میکردن و برنده اون‌مسابقه با این یکی مبارزه میکردم و برنده معلوم میشد بازی اول واسه مینهو و رقیب جدیدش بود یه پسر مو بلوند و رنگ پوست گچی سرجاهاشون وایستادن مبارزه با سوت داور شروع شد رقیب مینهو عالی بود مینهو هم همینطور ولی استرس داشتم دور اول مینهو برد ۱۰ به ۹ دور دومم شروع شد اخراش بود مینهویه ضربه زد و اینم برد موند اخرین بازی اگه اینم میبرد برنده اون بود از سکو اوند پایین حوله رو از مربیش گرفت و صورتشو پاک کرد یکم اب خورد و برگشت رو سکو رقیب جدیدشم همینطور اونم برگشت رو سکو نگاه کوتاهی بهم انداختن کلاهاشون سر کردن و داور گفت اماده به جای خود و سوت زد مبارزه شروع شد حسگرها هرلحظه ضربات اونارو تشخیص میدادن و یکی به نمرشون اضافه میشد ۸ ثانیه مونده بود که مبارزه تموم شه از استرس داشتم ناخونام و میجوییدم که دیدم شمارش معکوس شروع شد
داور :
۵
۴
۳
و یه ضربه
برنده مسابقه کسی نیست جز لی مینهو بهت تبریک میگیم اقای لی
مینهو : ممنون به خاطر تبریک
مجری : و برنده مسابقه کسی نیست جز اقای لی بهتون تبریک میگم اقای لی این جام برای شماست
مینهو : ممنون
داشتم به مینهو نگاه میکردم که بی خیال رفت به سمت در رختکن و دیگه دیده نشد حالا نوبت منه که دست به کا_
اقای لی : ببخشید
هان : عا با منید ؟
اقای لی : درسته باشمام اسمتون چیه ؟
هان : هان جیسونگ هستم
اقای لی : از اشناییتون خوشبختم اقای هان
هان : منم همینطور اقای فکرکنم از خانواده بازیکن لی هستید درسته ؟
دیدگاه ها (۲۴)

𝑺𝑪𝑬𝑵𝑻𝑬𝑫 𝑫𝑬𝑺𝑻𝑰𝑵𝑰𝑬𝑺پارت ۱۷آخرین زنگ مدرسه خورد.هان کیفش را برد...

#تکپارتیموضوع:(وقتی داره بابا میشه و...)لینو/ا.تماه های آخر ...

یه نقدی هم به ایشون بکنم !!!چون اومدن گفتن , #قلعه_نویی درست...

🖤 پشتِ غرورِ سردت | 𝑷𝒂𝒓𝒕 4#لینو #فیکشنصبح روز بعد ـ ساعت ۸لو...

پارت 3

#دوپارتیقول میدی که سرقولت بمونی؟مینسونگP:2ویو مینهوساعت از ...

مربی موتور سوار

گل لیلیوم پارت ۵خبر مهمی دارمگروه برنده ، نفری یک استلا می گ...

رمان : فقط به من نگاه کن#𝗝𝘂𝘀𝘁_𝗹𝗼𝗼𝗸_𝗮𝘁_𝗺𝗲Part_9 فصل پنجم | کس...

وقتی...(پارت یک)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط