جوونی‌یواشکی‌هایی‌داره . .

جوونی‌یواشکی‌هایی‌داره . .
بعضی‌هاجوان‌که‌بودند
‌یواشکی‌یه‌کارهایی‌می‌کردند ؛
یواشکی‌ساکشون‌وجمع‌میکردن . .
یواشکی‌شناسنامه‌هاشونو
‌دست‌کاری‌می‌کردند . .
یواشکی‌میرفتندجبهه . .
یواشکی‌میرفتندخط‌وشب
می‌رفتندعملیات . .
یواشکی‌نمازشب‌می‌خوندند . .
یواشکی‌گریه‌میکردند . .
یواشکی‌نامه‌ووصیت‌نامه
‌مینوشتند ، آخرشم‌یواشکی
‌تیرمیخوردندوشهید‌می‌شدند !(:
دیدگاه ها (۰)

𝑭𝒐𝒓𝒈𝒊𝒗𝒆 𝑴𝒆Part 36 (last part)اون شب شوگا کنار تخت رینا نشسته...

امروز تولد توئه، جنگکوک… 🥹💜۲۹ سال از روزی می‌گذره که تو به ا...

فردا تولد توئه، جنگکوک… 🥹💜۲۹ سال از روزی می‌گذره که تو به ای...

رمان (پسری که زود بزرگ شد) چپتر ۱

رمان سبز یشم زیر باران🍀🖤پارت هشتمساعت نزدیک پنج بود.باران از...

👤: چی باعث می‌شه قدرت اینو داشته باشی که از پس هر کاری بربیا...

I'm not jealous part 54امروز سومین روزی بود که با جونگکوک بو...

پارت ۲۲ — تهیونگ، نه! تو نمی‌تونی همین‌طوری—— می‌تونم.صدایش ...

🥀 سناریو: «قلبی که دیگه برای تو نمی‌تپید»شوگا × تو | خیانت، ...

𓂃 ࣪˖ ִֶָ 🪖 ִֶָ ˖ ࣪𓂃 وقتی میخواد بره سربازی ...⛓️‍💥💚 ╰┈➤ 𝑷𝒂𝒓...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط