سناریو درخواستی:))))
وقتی موهات خیلییی بلنده و اونا خیلی موهات رو دوست داشتن و همش با موهات بازی میکردن و شونه شون میکردن اما یه روز یه مرد دیگه به موهات دست میزنه و تو موهات رو تا کمرت کوتاه میکنی و میگی نمیخواستم یکی دیگه بهشون دست بزنه چون اونا کاملا برای تو ان و اونا ذوق میکنن خیلییی
چان:از این اتفاق ناراحت شده بود یعنی میخواست اون مرد تیکه رو جرواجر کنه که باعث شده موهای عزیزتو کوتاه کنی ،اما دیگه چاره ای جز دلداریت و آروم کردن خودش نداشت
لینو:اون عاشق موهات بود اصلا میشد گفت موهات اون رو عاشق تو کرده بود اما الان کوتاه کردن اون موهای قهوه ای زیبا اونم بخاطر دست زدن یه مرد غریبه ی ناآشنا خیلی آزارش میداد
چانگبین:بینی بخاطر کوتاهی موهات خیلی ناراحت بود اصلا دوس نداشت موهات کوتاه شه چون خودش شونش میکرد خودش میبافتش اما الان که موهات کوتاه شده بود اونم بخاطر یه آدم غریبه باید دعا دعا میکردی که چانگبین آروم بگیره
هیونجین:هوانگ انقد غیرتی بود که حتی نمیزاشت بادیگاردا پشتت راه برن پس اینکارت و این اتفاق موجب چیزهای بدی شد که یکی از اون حداقل به مرگ اون مرد ختم میشد
جیسونگ:اون موهاتو خیلی دوست داشت درحدی که حتی بعضی وقتا خودش دست به کار میشد که موهاتو با کلی ظرافت و تمیزی بشوره اره اون عاشق موهای بلند قهوه ای بود بخاطر همینم کلی بخاطر کارت عصبانی بود و با اینکه نمیشد بخاطر دست زدن به موی یه نفر کاری کرد اما اون جیسونگ بود هان جیسونگ
فلیکس:آروم بود اما همین آروم بودنش تورو میترسوند،چون میدونستی توی ذهنش چیا داره میگذره مثلا یه چیزی مثل خفه کردن اون آدم چون اون خیلی روت حساس بود
سونگمین:نمیدونستی چرا چرا سونگمین انقد موهاتو دوس داره شاید بخاطر اینکه اونو یاد مادرش میندازه چون تا جایی که میدونستی مادرشم موهاش مثل تو بود بلند و مشکی اره شاید بخاطرهمین باشه که انقد ناراحت شد و احساس میکرد انگار از خط قرمزش عبور شده
جونگین:یانگ یه ادم بالغ بود طوری که حتی توی بدترین شرایط هم بهترین تصمیمرو میگرفت اما الان کلا هنگ کرده بود هنوز اینکه تو موهاتو کوتاه کرده بودی هیچ اینکه یه غریبه به موهات دست زده بدترش میکرد پس تصمیم گرفت از خجالت اون مرد غیرمحترم دربیاد اما به روشای خودش
چان:از این اتفاق ناراحت شده بود یعنی میخواست اون مرد تیکه رو جرواجر کنه که باعث شده موهای عزیزتو کوتاه کنی ،اما دیگه چاره ای جز دلداریت و آروم کردن خودش نداشت
لینو:اون عاشق موهات بود اصلا میشد گفت موهات اون رو عاشق تو کرده بود اما الان کوتاه کردن اون موهای قهوه ای زیبا اونم بخاطر دست زدن یه مرد غریبه ی ناآشنا خیلی آزارش میداد
چانگبین:بینی بخاطر کوتاهی موهات خیلی ناراحت بود اصلا دوس نداشت موهات کوتاه شه چون خودش شونش میکرد خودش میبافتش اما الان که موهات کوتاه شده بود اونم بخاطر یه آدم غریبه باید دعا دعا میکردی که چانگبین آروم بگیره
هیونجین:هوانگ انقد غیرتی بود که حتی نمیزاشت بادیگاردا پشتت راه برن پس اینکارت و این اتفاق موجب چیزهای بدی شد که یکی از اون حداقل به مرگ اون مرد ختم میشد
جیسونگ:اون موهاتو خیلی دوست داشت درحدی که حتی بعضی وقتا خودش دست به کار میشد که موهاتو با کلی ظرافت و تمیزی بشوره اره اون عاشق موهای بلند قهوه ای بود بخاطر همینم کلی بخاطر کارت عصبانی بود و با اینکه نمیشد بخاطر دست زدن به موی یه نفر کاری کرد اما اون جیسونگ بود هان جیسونگ
فلیکس:آروم بود اما همین آروم بودنش تورو میترسوند،چون میدونستی توی ذهنش چیا داره میگذره مثلا یه چیزی مثل خفه کردن اون آدم چون اون خیلی روت حساس بود
سونگمین:نمیدونستی چرا چرا سونگمین انقد موهاتو دوس داره شاید بخاطر اینکه اونو یاد مادرش میندازه چون تا جایی که میدونستی مادرشم موهاش مثل تو بود بلند و مشکی اره شاید بخاطرهمین باشه که انقد ناراحت شد و احساس میکرد انگار از خط قرمزش عبور شده
جونگین:یانگ یه ادم بالغ بود طوری که حتی توی بدترین شرایط هم بهترین تصمیمرو میگرفت اما الان کلا هنگ کرده بود هنوز اینکه تو موهاتو کوتاه کرده بودی هیچ اینکه یه غریبه به موهات دست زده بدترش میکرد پس تصمیم گرفت از خجالت اون مرد غیرمحترم دربیاد اما به روشای خودش
- ۱۴.۷k
- ۲۴ مرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط