در نقطه‌ای از زندگی بدون اینکه بفهمی، در طول زمان آدم دیگ

در نقطه‌ای از زندگی بدون اینکه بفهمی، در طول زمان آدم دیگری میشوی. بیشتر سکوت می‌کنی، دیرتر باور می‌کنی، و البته کمتر می‌رنجی. گاهی بدون آنکه بفهمی خاطرات خوبت را در آغوش می‌گیری، گوشه‌ای می‌نشینی، خیره به یک نقطه‌ای نامعلوم، و یاد می‌گیری تلخی‌های آموزنده تنها آمده‌اند تا تو را دور کنند، از باورهای کودکانه‌ای که چشم‌هایت را به‌ روی حقیقت بسته بود …
دیدگاه ها (۱)

می‌خواستم بلد باشم تو را بخندانم،و بلد باشم وقتی غصه داری قا...

### **پارت چهارم: اعتراف زیر باران**نگاهت میان چشم‌های خیره ...

فیک تهکوک وارث زار

چند پارتیپارت ۲ماشین با سرعتی سرسام‌آور در جاده‌ی ساحلیِ خلو...

اللهم عجل لولیک الفرج یا لثارات القائد الشهید الامت

چند پارتی

#درخواستی«همسرِ میلیاردر»مدرسه ای/ازدواج اجباری/عاشقانه🤏🏻انق...

پارت پنجم حرف‌های تهیونگ مثل آب رو آتش بود، ا...

007-پنهان در مه - پارت ۶۸

سناریو: ماه سرخ

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط