{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یه مسافر یه غریبه یه شبم بی پنجره

یه مسافر یه غریبه یه شبم بی پنجره

می روم با کوله بار سرگذشت و خاطره

خسته ام از خستگی ها خسته از این لحظه ها

می شمارم لحظه ها را بر نمی آرم صدا

قصه های منه غمگین

اگه تلخه اگه شیرین

میروم تا واسه فردا بسازم دنیای رنگین

هر جا میرم همه میگن یه غریبه اومده

نمیبینم هم صدایی اینم از بخت بده

من پر امیدم و دلم در التهابه

میرم که تا در غربتم نوری بتابه

ای زندگی بیزارم از بیهوده بودن

میرم که تا پیدا کنم فردای روشن

هر جا میرم همه میگن یه غریبه اومده

نمیبینم هم صدایی اینم از بخت بده
دیدگاه ها (۱)

(خون و عشق)

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌78حدود نیم ساعت گذشت.صدای قدم‌هایی روی س...

#درخواستی_هیونلیکس_چانمین#چند_پارتیPart:2#انتخاب_امنصدای شلی...

برادر ناتنی

پارت ۳ 🎀ویو آلیا 🖤لیا: خب حالا میگی داستان اون گردنبند چی بو...

📖 رمان: گرفتار تو ✨پارت شانزدهم: نقاب‌های شکسته و فرار از عم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط