part 3

(ویو جونگ کوک)
شب شده بود...هنوز به خودش نیومده بود و تو شک بود...این بار دومی بود که این اتفاق افتاده بود،دفعه اول زمانی بود که طلبکارا دنبالش بودن و تهدیدش کردن که بهش تج*اوز می‌کنن...همون موقع صدای آژیر پلیس بلند شد و طلبکاراش فرار کردن...این دفعه هم شانس آورد!
ظرفارو شست و دستاشو خشک کرد..همه چی رو مرتب کرد و از بار زد بیرون...هوا تاریک بود؛

(ویو تهیونگ)
تو خونه حوصلش سر رفته بود میخواست بره یه هوایی بخوره بیرون...یکم پیاده روی شاید حالش رو خوب میکرد.
کاپشن مشکی و شلوار راحتی مشکیش رو پوشید و از خونه زد بیرون...
همونطور که داشت راه میرفت پسر آشنایی رو
دید که از رو به روش داشت میومد..

«اون...همونی که تو بار کار می‌کنه نیس؟!»
با خودش گفت و رفت سمت جونگ کوک...
کوک به محض دیدن تهیونگ سرعتش رو بیشتر کرد و اومد سمتش...
-اوه..سلام!
کمرش رو به نشانه احترام خم کرد و...
-بابت امروز ممنونم..براتون جبران میکنم حتما!
با لبخندی که رو لبش داشت جوابش رو داد...
+نیازی به تشکر نیست...باید بیشتر حواست رو جمع کنی.
کوک لبخندی زد و میخواست خداحافظی کنه که...
+نظرت چیه...برای جبران یکم باهام قدم بزنی؟!
جونگ کوک از حرف ته جا خورد ولی سعی کرد خودشو متعجب نشون نده...

-ب..باشه..حتما!


ولی وقتی دیدمت..‌نسبت به گرایشم مطمئن شدم پسر کوچولو...کاش میتونستم اینا رو بهت همینجا بگم:)
حمایت؟!
دیدگاه ها (۲۹)

چند پارتی جونگ کوک نشستیم سر میز شام که پسر عموی کوک نشست رو...

The unwanted Roommate __________________________ویو پارک یور...

ات و جونگ‌کوک توی حیاط نشسته بودن.جونگ‌کوک مشغول حرف زدن با ...

رز ابی من ♡:)part.5.(اول عکسا بعد بخش چهارم )بخش چهارم ♡~~ما...

« فقط پیش تو »بعد از شام، ا.ت ظرف‌ها رو جمع کرد و به آشپزخون...

چند پارتی جونگ کوک (درخواستی)

From hate to lovePart::4زنگ آخر خورد بچه ها داشتن میرفتن همه...

Forbidden Weaknessضعف ممنوعهفصل دومp.42(روایت از زبان نویسند...

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟔ناگهان احساس کرد چیزی روی گرد...

شب تولدم فصل 3پارت 10ات: باشه 10مین بعد جونگ کوک: ات پاشو بر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط