{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

+18

+18
.دخترک سیلی محکمی ب پسرک زد و ب او گفت خفه شو..پسرک دست او را گرفت و با خواهش از او خواست..دخترک با گریه میگفت:میدونی الان اولین باریه ک ب من دست زدی تو پاک بودی اما چرا حالا..پسرک نزاشت چیزه دیگه ای بگه دست اورا گرفت و ب سمت اتاق خوابش برد..دخترک جیغ میکشید پسرک لباس های اورا ب زور در آورد وبعد ازاو خودش را..دخترک جیغ میکشید..التماس میکرد..گریه میکرد..اما پسرک ب دخترک تجاوز کرد و دخترک هیچ کاری نمیتوانست بکند و فقط گریه میکرد ب حال خودش ک چرا..پسرک بعد از تمام شدن کارش کنار دخترک دراز کشید واشکهایش را پاک میکرد و دخترک ک حتی توان نداشت دست پسرک را کنار بزند..فقط میگفت;خیلی پستی کثافت و ی حرفاش ادامه میداد.پسرک بعد از سکوتی طولانی ب حرفای او لبخندی معصومانه زد و گفت:حالا دیگه منم ایدز دارم..ناگهان دخترک ساکت شد و هیچ نگفت وفقط ب چشمانه پسرک خیره شده بود..با بغض سنگینی ب پسرک گفت یعنی من..!بغض شکست و اشکاش جاری شد و باخود میگفت او چقدر عاشقم بود..پسرک او را در آغوش کشید پسرک هم دیگر نمیتوانست اورا ساکت کند چون چشم های خودش هم خیس بود(بچه ها ببخشيد اگه كمى ايراد داشت ولى خيلى قشنگه..اشكم رو دراورد)
دیدگاه ها (۸)

من دخترموقتی خسته اموقتی کلافه اموقتی دلتنگمبشقابها را نمیشک...

REGRET✨PART: 15ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ...

( last minute )

شجاعت در سایه

دردسرهای بچه داری پارت ۱۰

سقوط درخشان یک دیوانهپارت ۲ همانطور که دخترک قهر کرده بود ، ...

You are paying back karma پارت³⁸«دو ماه بعد»حالا نه ماهش شده...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط