{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ليوان رو سرِ جاى قبليش برگردوندى و نگاهِ بدى بهش انداختى:

ليوان رو سرِ جاى قبليش برگردوندى و نگاهِ بدى بهش انداختى:
"دهنتو ببند!"
نامجون به نرمى خنديد و سرى به نشونه منفى تكون داد:
"قصدش رو ندارم عزيزم!"
دندون هات رو روىِ هم سابيدى و لبخندِ محوى روىِ لبهات شكل گرفت.
نه از اون دسته از لبخندهايى كه بخاطرِ خوش حالى روىِ لبهات ميشينه.
بلكه از اون دسته از لبخند هايى كه از روىِ حرص و فشار باعثه كش اومدن گوشه لبهات ميشه.
درحالى كه بهش زل زده بودى، پاهات رو از زيرِ ميز به پاهاش رسوندى.
بدونِ اينكه نگاهت رو ازش بگيرى، با شدت و با پاشنه بلندِ كفشت به پاش كوبيدى.
طورى كه نه تنها صورتِ مرد توهم رفت، بلكه صداىِ آخِ آرومش درست مثلِ يك آرامبخش تو وجودت تزريق شد.
لبخندِ روىِ لبهات پررنگتر از قبل شد.
اينبار دليلِ اين خنده ات، تنها صورتِ جمع شده از روىِ دردِ مردِ مقابلت بود.
نامجون لبِ پايينش رو از روىِ درد گزيد و نگاهش رو بهت دوخت.
"اين..درد داشت..!"
كمى سرت رو كج كردى و ابرويى بالا انداختى:
"زدم كه دردت بگيره، نام!"
دیدگاه ها (۰)

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۸۲لیویا چونش لرزید و...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 153♡⁠。⁠)⁩ده روز...

قسمت سوم: جلسه‌ی اضطراری برای خوشحال کردن توعصر، وقتی بالاخر...

پارت ۶: فاجعه‌ی بالاتنه لخت!آروم دسته‌ی چمدونم رو کشیدم و یو...

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟗𝟗دختر کلافه و عصبی دستی توی موهاش فرو ک...

𓂃 ࣪˖ ִֶָ 🪖 ִֶָ ˖ ࣪𓂃 وقتی میخواد بره سربازی ...⛓️‍💥💚 ╰┈➤ 𝑷𝒂𝒓...

part57. . همه چی اطرافش تار بود، اصلا زنده بود یا مرده؟ بدنش...

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟏𝟎𝟎جونگکوک به تهیونگ نزدیک شد و از بازوش...

چندپارتی یونگی (درخواستی)

ℳ𝒴 𝒹𝒶𝓇𝓀 ℎℯ𝒶𝓇𝓉 ... (:🖤Part : twenty ویوی تهیونگ :از اینکه جون...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط