بازیک شب ازشبِ عمرم گذشت

بازیک شب ازشبِ عمرم گذشت
چون نبودی درد درجانم نشست

آرزویی من ندارم این زمان
چونکه صفرعاشقی درهم گسست
دیدگاه ها (۳)

#در_بندِعشق...تو را در همان شب مهتابی دیدمسیه چشم و گسیو کمن...

دوای دردِ من،نه قرص است، نه زمان،نه فراموشی…دوای دردِ من شای...

#داستانڪ حکایتی هست که می‌گوید:خواجه شمس‌الدین محمد؛ شاگرد ن...

فلش بک به دو ماه بعد امروز رفتیم ببینیم بچه دختره یا پسرتو د...

#دلنوشت #استوری #تکست #متن #حرف #حرف_دل #سخن_دل #دلنوشته #خا...

پارت ۱۸

🖤 پشتِ غرورِ سردت | 𝑷𝒂𝒓𝒕 1#لینو #فیکشنساعت ۱۰ شب ـ عمارت لی ...

اجبار به بدبختی پارت ۳۷

p6

🖤My little girl~» 🖤دختر کوچولوی من~» 🖤Part آخرجونگکوک سر تکو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط