پارت ٢۶ صدای ماه🦋
پارت ٢۶ صدای ماه🦋
و همگی اومدن پایین نشستن که ات گفت
ات: پوفف حوصله ام به چخ رفت
شوگا:من بیشترررررررر
ات:الان بنظرم یکم بریم شهربازی چونگ نمیتونه بیاد که یهویی یک دایرکتی برای ات اومدن که یکی از همکاراش نوشته چونگ مرده فیلمشم فرستاد و جکسون چاکسون گفته رفتن امریکا
که یهو ات از خوشحالی بالا و پایین میپریدید
اعضا:الان میشه سوال بپرسیم چیشده
ات:چونگ مرده فیلمشو نگاه کنید و جکسون و چاکسونم رفتن امریکاااااااا
جیمین:اخییییی خدارو شکر الان بپوشین بریم شهر بازی
ات:وایییی مسی جیمین خیلی دوست دارم همو بغل کردن و رفتن لباس پوشیدن و حرکت کردن
و رسیدن شهربازی
سومی:مامانی
ات:بله دختر خوشکلم
سومی:بریم چرخ و فلک
ات:باشه مامانی
ات:اعضا بیاین برین چرخ و فلک
اعضا اوکی
جیمین:عمرااااااااا
ات:نکنه میترسی
جیمین:معلومه که نه اصلا بیا بریم
که یهو گفتن که همتون که ١٠ نفرین جا میشین
تو یکیش و رفتیم نشستیم
یونا توی گوش ات گقت
یونا:ات جیمین داره سکته میکنه یک کاری کن
ات:اوکی
جیمین دست ات رو گفت و با خوشحالی بهش گفت نترس هروقت ترسیدی بیا بغلم که رفتیم بالا بالا که یهو جیمین افتاد تو بغلم
جیهوپ:جیغغغغغغغغغغغغغغغ
ات:کوکی جیهوپ رو بغل کن
ات:هعی خیر سرتون مافیایین هعی اسکولا(اسکول خودتی)
جیمین:الان به ما گفتی اسکل جیغغغغغغغ
ات:بعله
و رسیدن و ات:من پشمک میقواممم(کیوت
جیمین:اوفف خودتو کیوت نکنی ها برات میگیرم بریم
و منو یونا باهم نصف کردیم و خوردیم پشمک رو و رفتیم سمت رستوران شام بخوریم
تهیونگ:هعی گرسنه امه
کوکی:بیا منو بخور🤭
تهیونگ:ای منحرف
کوک:حیح اها راستی من یکم هویج با خودم اوردم
ات:الان بیشتر باورم شد خرگوشی
کوک:اههههه اره من خلگوشم(کیوت
ات:اهههع حالا خودتو کیوت نکن
کوک:میدونی چند نفر به خاطر کیوتیه من جون دادن
ات:هعی
که شام رو خوردیم و رفتیم خونه
سومی انفدر بازی کرد خسته بود و خوابید و ماهم رفایم خوابیدیم صبح شد
و همگی اومدن پایین نشستن که ات گفت
ات: پوفف حوصله ام به چخ رفت
شوگا:من بیشترررررررر
ات:الان بنظرم یکم بریم شهربازی چونگ نمیتونه بیاد که یهویی یک دایرکتی برای ات اومدن که یکی از همکاراش نوشته چونگ مرده فیلمشم فرستاد و جکسون چاکسون گفته رفتن امریکا
که یهو ات از خوشحالی بالا و پایین میپریدید
اعضا:الان میشه سوال بپرسیم چیشده
ات:چونگ مرده فیلمشو نگاه کنید و جکسون و چاکسونم رفتن امریکاااااااا
جیمین:اخییییی خدارو شکر الان بپوشین بریم شهر بازی
ات:وایییی مسی جیمین خیلی دوست دارم همو بغل کردن و رفتن لباس پوشیدن و حرکت کردن
و رسیدن شهربازی
سومی:مامانی
ات:بله دختر خوشکلم
سومی:بریم چرخ و فلک
ات:باشه مامانی
ات:اعضا بیاین برین چرخ و فلک
اعضا اوکی
جیمین:عمرااااااااا
ات:نکنه میترسی
جیمین:معلومه که نه اصلا بیا بریم
که یهو گفتن که همتون که ١٠ نفرین جا میشین
تو یکیش و رفتیم نشستیم
یونا توی گوش ات گقت
یونا:ات جیمین داره سکته میکنه یک کاری کن
ات:اوکی
جیمین دست ات رو گفت و با خوشحالی بهش گفت نترس هروقت ترسیدی بیا بغلم که رفتیم بالا بالا که یهو جیمین افتاد تو بغلم
جیهوپ:جیغغغغغغغغغغغغغغغ
ات:کوکی جیهوپ رو بغل کن
ات:هعی خیر سرتون مافیایین هعی اسکولا(اسکول خودتی)
جیمین:الان به ما گفتی اسکل جیغغغغغغغ
ات:بعله
و رسیدن و ات:من پشمک میقواممم(کیوت
جیمین:اوفف خودتو کیوت نکنی ها برات میگیرم بریم
و منو یونا باهم نصف کردیم و خوردیم پشمک رو و رفتیم سمت رستوران شام بخوریم
تهیونگ:هعی گرسنه امه
کوکی:بیا منو بخور🤭
تهیونگ:ای منحرف
کوک:حیح اها راستی من یکم هویج با خودم اوردم
ات:الان بیشتر باورم شد خرگوشی
کوک:اههههه اره من خلگوشم(کیوت
ات:اهههع حالا خودتو کیوت نکن
کوک:میدونی چند نفر به خاطر کیوتیه من جون دادن
ات:هعی
که شام رو خوردیم و رفتیم خونه
سومی انفدر بازی کرد خسته بود و خوابید و ماهم رفایم خوابیدیم صبح شد
- ۴.۴k
- ۱۵ تیر ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط