{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در میان رویاهایت قدم میزنم تا رنگ رویاهایت را بگیرم جای ر

در میان رویاهایت قدم میزنم تا رنگ رویاهایت را بگیرم جای رویاهایت در خیالت باشم
در میان خیالت قدم میزنم تا شبیه خیالت شوم
الماس گرانبهای من نور در تاریکی زندگی من
در میان آرزوهایت قدم میزنم تا کمی شبیه آرزوهایت شوم
نور دو دیده من تیکه گاهت میشوم که موقع خستگی تیکه دهی به من درآغوش گرمت یکی شوم
جانان من جانم را به جانت گره زدم
پرتوی درخشنده من ماه آسمان من گرمای خورشید من محو میشوم در لبخندهایت تا هر روز بر لبانت بوسه زنم
دور دانه من عزیز جان دلم بر زمین خاک میشوم تا هم قدم قدمت هایت روی زمین شوم
دلبرم عمر من هستی من دلدار من اشک میشوم غم میشوم تا در ناراحتی هایت یکی شوم
طلوع زندگی من میشوم نفس هایت هر ثانیه با نفس هایت یکی شوم
مست چشمان دلربایت شدم چشمانت تیر خلاص را بر قلبم زد عاشقت شدم
ثانیه به ثانیه کنارتم در گوشت نجوا میکنم دوست دارم...
روی ابر هایم در آسمان همیشه آبی مهمان قدم های دلنشینت هستم که به سمتم میای مرا مهمان آغوشت میکنی.
بلد نیستم ناز کردن را فقط بدان دوست دارم.

1401/12/7
ساعت:00:49
دلنوشته برای تویی که تمام دنیا رو با نگاهت تقدیم کردی...دوست دارم.
دیدگاه ها (۰)

#in_your_eyespart_77ویو کایلاچند ساعت از رفتن یونا گذشته بود...

p17عصر روز بعد...تهیونگ دوباره وارد آتلیه شد.صدای آرام کشیده...

P : 25

𝗨𝗻𝗱𝗲𝗿 𝘁𝗵𝗲 𝗿𝗶𝗴𝗵𝘁 𝗵𝗼𝗼𝗽 زیر حلقه ی سمت راست. عضلات بازوی تهیونگ...

#سه_و_سه_دقیقه𝑷𝒂𝒓𝒕 : ¹³ویو لیلی ___بعد از کافه…همه رفتیم سمت...

𝐚𝐜𝐫𝐨𝐬𝐬 𝐭𝐡𝐞 𝐛𝐨𝐫𝐝𝐞𝐫𝐏𝐚𝐫𝐭 : ³شب...ساعت از دو بامداد گذشته بود. س...

پارت: 6 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*ناگهان، پله‌ی فلزی زیر پای ...

✦ اولین گناه ✦فصل پانزدهم: ردِ پایی که در تاریکی گم شدسیلی.د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط