این سماور جوش است...
این سماور جوش است...
پس چرا میگفتی،
دیگر این خاموش است؟
باز لبخند بزن،
قوری قلبت را ، زودتر بند بزن.
توی آن، مهربانی دم کن
بعد بگذار که آرام آرام، چای تو دم بکشد
شعله اش را کم کن...
دستهایت، سینی نقره نور
اشکهایم، استکانهای بلور...!
کاش استکانهایم را
توی سینی خودت میچیدی!
کاشکی اشک مرا میدیدی!!!
خنده هایت قند است،
چای هم آماده است...
چای با طعم خدا
بوی آن پیچیده، از دلت تا همه جا
پاشو مهمان عزیز،
توی فنجان دلم
چایی داغ بریز...!
پس چرا میگفتی،
دیگر این خاموش است؟
باز لبخند بزن،
قوری قلبت را ، زودتر بند بزن.
توی آن، مهربانی دم کن
بعد بگذار که آرام آرام، چای تو دم بکشد
شعله اش را کم کن...
دستهایت، سینی نقره نور
اشکهایم، استکانهای بلور...!
کاش استکانهایم را
توی سینی خودت میچیدی!
کاشکی اشک مرا میدیدی!!!
خنده هایت قند است،
چای هم آماده است...
چای با طعم خدا
بوی آن پیچیده، از دلت تا همه جا
پاشو مهمان عزیز،
توی فنجان دلم
چایی داغ بریز...!
- ۲.۸k
- ۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط