این سماور جوش است

این سماور جوش است
پس چرا می گفتی دیگر آن خاموش است؟
باز لبخند بزن قوری قلبت را زودتر بند بزن
توی آن مهربانی دم کن
بعد بگذار که آرام آرام چای تو دم بکشد
شعله اش را کم کن
دستهایت: سینی نقره ی نور
اشکهایم:استکانهای بلور
کاش, استکانهای مرا
توی سینی خودت میچیدی
کاشکی اشک مرا می دیدی!
خنده هایت قند است
چای هم آمادست "چای با طعم خدا"
بوی آن پیچیده از دلت تا همه جا
پاشو مهمان عزیز! توی فنجان دلم چایی داغ بریز...
دیدگاه ها (۳)

Eight

پارت دوم: «طوفان در شیشه‌ها»صدای رگبار باران شدیدتر شده بود ...

باز لبخند بزن قوری قلبت را ...

این سماور جوش است...پس چرا میگفتی،دیگر این خاموش است؟باز لبخ...

این سماور جوش است پس چرا می گفتی دیگر آن خاموش است؟ باز لبخن...

چای با طعم خدااین سماور جوش است پس چرا میگفتی دیگر آن خاموش ...

چای با طعم خدااين سماور جوش استپس چرا می گفتيديگر آن خاموش ا...

چایی داغ بریز .....این سماور جوش است پس چرا می ...

این سماور جوش استپس چرا می گفتیدیگر این خاموش است؟باز لبخند ...

این سماور جوش است پس چرا می گفتی دیگر این خاموش است؟ باز لبخ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط