{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چای با طعم خدا

چای با طعم خدا


این سماور جوش است
پس چرا میگفتی
دیگر آن خاموش است
باز لبخند بزن
قوری قلبت را زود تر بند بزن
توی آن
مهربانی دم کن
بعد بگذار که آرام آرام
چای تو دم بکشد
شعله اش را کم کن
دست هایت سینی نقره نور
اشکهایم استکانهای بلور
کاش،استکانهای مرا
توی سینی خودت میچیدی
خنده هایت قند است
چای هم آماده است "چای با طعم خدا "
بوی آن پیچیده
از دلت تا همه جا
پاشو مهمان عزیز
توی فنجان دلم
چایی داغ بریز...
دیدگاه ها (۳)

Eight

#تاج_و_طوفانپارت ۱۹۶: اولین دیدار در سکوتسوآ هنوز همون‌طور ب...

پارت بیستم

سناریو باجی کیسوکه

این سماور جوش است...پس چرا میگفتی،دیگر این خاموش است؟باز لبخ...

باز لبخند بزن قوری قلبت را ...

این سماور جوش است پس چرا می گفتی دیگر آن خاموش است؟ باز لبخن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط