{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چایی داغ بریز .....

چایی داغ بریز .....

این سماور جوش است
پس چرا می گفتی
دیگر آن خاموش است؟!

باز لبخند بزن !
قوری قلبت را زودتر بند بزن

توی آن
مهربانی دم کن
بعد بگذار که آرام آرام
چای تو دم بکشد
شعله اش را کم کن ...

دستهایت: سینی نقره نور
اشکهایم : استکان های بلور
کاش، استکان های مرا
توی سینی خودت می چیدی

خنده هایت قند است
چای هم آماده است
« چای با طعم خدا »
بوی آن پیچیده
از دلت تا همه جا

پاشو مهمان عزیز!
توی فنجان دلم
چایی داغ بریز .....
دیدگاه ها (۸)

خــوشبختـی :از آن کسی است که در فضای "شکرگزاری" زنـــدگی کنـ...

ﮔﺎﻩ ﯾﮏ ﺳﻨﺠﺎﻗﮏ ﺑﻪ ﺗﻮ ﺩﻝ ﻣﯽ ﺑﻨﺪﺩﻭ ﺗﻮ ﻫﺮ ﺭﻭﺯ ﺳﺤﺮ ﻣﯽ ﻧﺸﯿﻨﯽ ﻟﺐ ﺣﻮ...

بیدار شو به دنیا سلام کن...نفسی عمیق بکش... هوا مال ماست...آ...

شب ها که سکوت است و سکوت است و سیاهیآوای تو می خوانَدَم از ل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط