تابع قوانین جمهوری اسلامی

تابع قوانین جمهوری اسلامی


پارت ۳

ویو ات

یجی رو سوار کردم و سر اینکه کجا بریم صحبت کردیم

° بریم کلاب نظرت چیه ؟

+ کلاب؟‌ خب باشه

به سمت کلاب حرکت کردیم . به کلاب رسیدیم رفتیم داخل کلی دختر پسر مست داشتن می‌رقصیدن با یجی رفتیم روی یه مبل چرمی نشستیم و پسرایی اومدن پیشمون و باهم مشروب زدیم و سرگرم شوخی کردن باهم شدیم

ویو هیونجین :

رفتیم اونجا چند تا دختر اومدن پیشمون همونطور که داشتیم الکل میزدیم فلیکس دستشو از گردن دختره دراورد و به پشت سرش زل زد

& یااا لینویا من مستم درست نمی‌بینم یا اون اته؟

÷درست میبینی اته با یجی اومدن

_ ات اینجاس؟

به پشت سر فلیکس نگاه کردم و بله اونو دیدم که درحال بوسیدن یه پسره ، فلیکس بلند شدو رفت پیششون

ویو ات

یکی از اون پسرارو بوسیدم تا از فکر دربیام و یکم حال کنم همینطور که درحال بوسیدن پسره بودم ینفر صدام زد

& ات

دست برداشتم و بلند شدم و رفتم پیش فلیکس

+ اینجا چیکار میکنی داداشی جونم

& با لینو و هیون اومدیم یکم عشق و حال

+ یا تو خودت دوست دختر داری بعد اومدی اینجا با دخترای دیگه هم حال کنی واقعاً که

& خیلی مست کردیا حواست به خودت باشه

+ باشه آقا حواسم هست

فلیکس بغلم کردو سرمو بوسید و رفت پیش دوستاش و منم نشستم و دوباره شروع به خوردن کردیم

ویو هیونجین

خیلی خوشگل شده دلم میخواد همین الان برم بکنمش ( بچه منظوری نداره ها 😌) فلیکس اومد نشست

÷ چیشد چی میگفت

& هیچی فقط اومده بود یکم خوش بگذرونه

همش نگاش میکردم و حواسم اصلا به جمع نبود که یهو با صدای لینو حواسم رو دادم اینور

÷هیون چیشده چرا اصلا حواست به این خوشگلا نیست

_ چرا هست خیلیم هست

برای اینکه از فکر ات دربیام دختره رو بردم تو یکی از اتاقا و اهم اهم و بعدش کشتمش ( برای بچم کشتن خیلی آسونه 🤓) بعد اومدم پایین و به بادیگاردام گفتم جسدش و جمع کنن و رفتم پیششون نشستم

÷ بهت خوش گذشت

& دختره کوش

_ اصلا خوب نبود

÷ اوه اوه فلیکس ات خیلی مسته برو پیشش بیارش اینجا باید ببریمش عمارت

& باشه

فلیکس رفت بیارتش

& هی ات بلند شو بیا پیش ما

+ نمیخواممم میخوام یکم دیگه حال کنم

& بلند شو بلند شو ببینم

آوردش اینجا و پیش خودش نشوندش

÷ یااا ات مگه چقدر خوردی اوه اوه

+ چیز زیادی نخوردممم فقط ۱۰ تا شیشه بوددد

÷ چرا اینهمه خوردی احمق هیون ما باید ببریمش خونه

_ باشه کمک نمیخواین

÷ اگه میشه تا دم در بیارش

_باشه

یه دستمو زیر پاهاش گذاشتم و یه دستمم روی کمرش گرفتم و بلندش کردم و بردمش توی ماشین لینو

+ یااا بزارم زمین کی هستی که به بدنم دست میزنی ها ؟( با مستی)

آروم در گوشش گفتم

_ کسیم که الان دوست داره بکنتت

+ هاااا؟

_ خب خداحافظ بچه ها من برم

÷ بای بای
دیدگاه ها (۷)

پارت 45 رمان عشق مدرسه ای ویو وقتی که میخواستند برن بیرون: ا...

پارت 32🎀🦋 ویو آت 🦋🎀آت: بیا دیگه!ته: باشه. 😐🚗 توی ماشین...هیو...

پارت 46 رمان عشق مدرسه ای ات: اله هیونجین: باشه پس من برم گر...

پارت16 رمان🎀 عشق مدرسه ای🎀ات: شدم(شروع شد)ات: از همین الان د...

پارت 8رمان✨ عشق مدرسه ای✨هیون :باشهات ساعت رو نگاه کردات: هی...

پارت 26 رمان عشق مدرسه ای جونگین: اگه جرعت داری یکیو تو جمع...

bts

شب تولدم فصل 3پارت 10ات: باشه 10مین بعد جونگ کوک: ات پاشو بر...

پارت 20رمان 🤍عشق مدرسه ای 🤍هیونجین: باشه ویو جونگین و ات: جو...

پارت 32 رمان عشق مدرسه ایو رفتند تو اتاق فرار و به حرف اونای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط