پسرِ آدمیزاد

پسرِ آدمیزاد
پارت. ۵۳
هفت ماه بعد..
ویو ا.ت

لب ساحل رو یه روفرشی همراه خوراکی همه نشسته بودیم.
همه خنده به لب.
ا.ت: ولی تهیونگ خیلی بیشعوریا
تهیونگ: ا.ت سه ماهی میشه..برگشتم.
ا.ت: ولی من نبخشیدمت..

تهیونگ: هیییی
کوک: ناراحت نشو هورمون هاش بهم ریخته.
جونگهی: کوک هنوز مونده..بزار پنج شیش ماهه بشه..
کوک: (خنده)

جونگهی: لیا دهنم رو سرویس کرده.
لیا: یه سه ماهه دیگه بچه میاد نگران نباش.
کوک: حالا یه بدبختیه دیگه داری(خنده)

جونگهی: زن توهم چهار ماهه حاملس..
کوک: کو تا پنج ماهه دیگه

کوک و جونگهی: شما نمیخواین بچه دار شین.
(لارا..زن تهیونگ..لینا..زن جیمین)
هر چهار تاشون گفتن نه

ا.ت: جونگ کوک
کوک: جانم
ا.ت: خون می‌خوام..

کوک: چشم
یه لیوان بهش داد.
ا.ت: ممنون

لیا: شکمم خیلی بزرگ شده.
ا.ت: خوبه که
رو کردم به جونگ کوک
ا.ت: من نمیخوام شکمم مثل لیا انقدر بزرگ بشه(گریه)

کوک: میشه
لیا: هعییی
جونگهی: مردم از دستتون
لارا: بعد میگن چرا بچه نمیخواین
لینا: ما هنوز عشق و حال نکردیم.
.
.
.
جونگ کوک بغلم کرد و رو به جونگهی گفت.
کوک: ازت ممنونم که اون روز خونم رو خوردی و من رو اوردی پیش ا.ت
جونگهی: خواهش میکنم.

جیمین: هعی بچه ها بیاین شنا.
جونگ کوک و جونگهی هم به تهیونگ و جیمین و لارا و لینا پیوستن.
من و لیا هم فقط نگاهشون میکردیم و میخندیدیم.

ا.ت: ولی انقدرا هم شوهر بد نداری.
لیا: اره فقط یکم قوزییت هستن.
ا.ت زدیم زیر خنده..
هیچ وقت فکر نمی‌کردم..دوباره عاشق بشم..اونم عاشق یه آدم.

(سه ساعت بعد تو اتاق)
در حالی که روی پاهای جونگ کوک نشسته بودم.
گفتم..

_میشه بوت کنم هوس کردم.
کوک: اخییی بچم هوس باباش رو کرده...بو کن عزیزم من ماله توم.
ا.ت: گفته بودم ماله منی.

_the end
دیدگاه ها (۱۲)

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟒صدای جونگ‌کوک از پشت سرشون بو...

(دلداده) ✩ویو ا/توقتی برگشتیم پیش پسرا، دیدم یه دختر کنار جو...

🖤 عروس مافیا | پارت پنجمعمارت جونگ‌کوک | ساعت ۳ بعدازظهرا/ت ...

🖤 قسمت سوم: برخورد دوباره ژانر: مافیایی | عاشقانه | کمدی | ا...

💜 آرمیِ دردسرساز | پارت دومروز بعد | ساعت ۸ شبجونگ‌کوک پشت م...

تکپارتی جونگ کوک

True Love①⑦لیا: خبری نشد؟ م: نه نشد.. ا/ت هم نمیدونست لیا: پ...

«قراردادسیاه»صبح روز بعد، ا/ت با صدای ضربه‌ای آرام به در اتا...

ادامه ی فصل سوم 👇🫠خوش اومدین،» جونگ‌کوک با صدایی گرم و مهربا...

𝐓𝐡𝐞 𝐖𝐞𝐝𝐝𝐢𝐧𝐠 𝐃𝐚𝐲 | روز ازدواج𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟏صبح زود خونه از همیشه شلو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط