وقتی ازعشق می سرایی غزل غزل واژه های تنهایی ام دفتری می

وقتی ازعشق می سرایی غزل غزل واژه های تنهایی ام دفتری می شوندبه سفیدی تمام شعرهای نگفته ات فدای چشمان عاشقت: بخوان همه ی هستی ام رادرشعری تازه که امشب شیداترازهمیشه اسمان راباتمام ستارگانش به پاس داشت نام تودراغوش گرفته ام
دیدگاه ها (۲)

.صدایت، طنینِ زندگی‌ست در کویر خاموشِ دلمهر واژه‌ات، نسیمی‌س...

چند پارتی جونگکوکپارت اول ات — ۱۹ ساله: دختری مهربان، برون‌گ...

#برادر ناتنی من

عکس ملکه خوب ها.باهوش مصنوعی کاشته ایم نهال صبر اندر دل

dark life = 24

### پارت دهم و پایانی: «غروبِ قلمروهای سیاه»باران در بیرون ا...

𝙈𝙮 𝙧𝙚𝙙 𝙡𝙞𝙤𝙣 / part³ "توصیف در یک جمله:پناهگاهِ امن"وقتی از د...

پارت ۴۹آسمانِ شهر خاکستری بود و بارانِ ریزی می‌بارید که انگا...

پارت دوم: «طوفان در شیشه‌ها»صدای رگبار باران شدیدتر شده بود ...

* Name: Beyond the Truth * * آن سویِ حقیقت *                ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط