Running for president

برخلاف بقیه افراد هم سطح خود، من مدت ها ایستادم و از برجم شهر رو نگاه کردم. مردم رو نگاه کردم. میانشون زندگی کردم. مشکلاتشان رو دیدم. درد هاشون رو دیدم. نیاز هاشون رو دیدم. وقتی من تونستم تغییر بکنم چرا کشورم نباید بکنه؟
هیچکس جز من نمیتونه این تغییر رو ایجاد کنه. من می‌دونم چی میخواید. می‌دونم مشکلتون چیه. می‌دونم به چه کمکی نیاز دارید چون من هم بخشی از خود شما هستم. منم از فقر اومدم.
اوضاع داره هر روز خراب تر از دیروز میشه. خرابی ها بیشتر میشه. جرم بیشتر میشه. امنیت از بین می‌ره. و من می‌خوام یک بار برای همیشه به این وضعیت پایان بدم. از این کشور آرمانشهری درست میکنم که دیگه طعم فقر رو هیچ شهروندی نکشه.
افراد فعلی همون‌طور که می‌بینید کاری برای این شورشی ها و جنایتکاران انجام نمیدن. نا امنی و فقر تمام کشور رو گرفته و من برنامه دارم به تمامشون رسیدگی کنم.
درسته کارنامه درخشانی ندارم اما من تغییر کردم و اعتقاد دارم که این کشور هم میتونه، به وسیله ی من، به وسیله ی هممون.
بنده. الکساندر جوزف لوتر رسماً کاندید ریاست جمهوری آمریکا شدم‌.
#vote_lex
L.L
دیدگاه ها (۶۶)

پارت ۱۱: مرزِ نامرئیاشک‌هام رو با آستینم پاک کردم و نفسی که ...

رمان لونا و ویلیام -قسمت آخربخش۲

آپدیت اکانت رسمی موزه sfmoma

p¹⁶(پنج سال بعد...)زمان، مثلِ جریانِ خونسردِ خون تویِ رگ‌ها،...

به محض اینکه اعلام شد شخصیت من در سریال حضور داره، پیام‌های ...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۱۰۹لیویا POVگذر ثانی...

#عشق_ممنوعه‌_شبپارت هفتم | صدایی از گذشتهبرای چند ثانیه نتون...

با دوستم حرف می‌زدم پشت تلفن؛ وسط خنده و مسخره‌کردن یه نفر ب...

### پارت ۷: سقوط در سیاهیاون شب، عمارت در سکوتِ سنگینی فرو ر...

وسوسه عشق#𝓟𝓪𝓻𝓽_۳ارادم رو جمع کردم و شروع کردم از نوک تیز شمش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط