نحس
part23
برنده کیم اتتتتتتتتتتت تشویقش کنیددددددد
همه پاشدن و برای دختر روبرو دست زدن
علامت ات ( همون علامت جیسونه چون جیسون یه مدت تو داستان نیست )
+ ممنونم ممنون
همه دوباره نشستن و ات شروع کرد به حرف زدن
+ واقعا ازتون ممنونم برای این جایزه به خوبی ازش نگهداری می کنم و قدرش رو می دونم ممنونم
همه نشسته براش دست زدن و اون به پایین از سِن رفت تا به میز خودش و دوستاش برگرده که با 7 نفر روبروش چشم تو چشم شد
تعظیمی کرد و رفت و سر جاش نشست
فلش بک به 9 سال قبل
پسرک از خونه اومد بیرون و با دوستاش به سمت ماشین رفت در اصل اونا ماشین نیاورده بودن ولی تهیونگ مدتی که جیمین داشت با جئون حرف میزد و جونگکوک داشت وسایلش رو جمع میکرد به کمپانی زنگ زده بود تا براشون یه ماشین بفرستن
سوار ماشین شد
جونگکوک سرش رو تو دستش گرفت و ارنجش رو ، رو زانوهاش گذاشته بود
% جونگکوک خوبی ؟
جونگکوک بدون حرفی سرش رو بالا اورد و با چشمایی پر از بغض و اشک به هیونگ روبروش نگا کرد
% جونگکوک چرا گریه ؟ دیگه ارزشش رو نداره برای هیچکدومشون
پسرک سرش رو به چپ و راست تکون داد و حرف هیونگش رو تکذیب کرد
_م..من برای اونا ..گر..یه نمی کنم
% پس چی ؟
پسرک بدون حرفی هیونگش رو سفت بغل کرد و بغضش همون لحظه ترکید
% هی هی خوبی ؟
_ هیو..نگ واقعا ازت ممنونم ...هق ..
% چی چرا ؟
_ تو ..ت..و با اینکه من بهت بی احترامی کردم و دلت و شکوندم بازم بهم کمک کردی و تا تهش موندی فک ...فک ..ف..ک می کردم از دستت می دم
% هی جونگکوک شیییییی این چه حرفیه برادر ها تا پای جونشون هم کنار هم میمونن بعدشم
جیمین جونگکوک رو بلند کرد و به چشم های هر دو فرد روبروش نگاه کرد صورت خنده داری به خودش گرفت و لب زد
% من کسایی که نزدیک 7 سال باهاشون دوست بودم و داداش خودم رو میدونم رو نمیفروشم
% تهیونگ اونموقعه که میخواستم برم تو عمارت چه فکری راجبم کردی هاااا؟
هردو کسایی که روبروش بودن زدن زیر خنده چرا که جیمین همه اینارو برای مسخره بازی و خندوندن اون دو می گفت
# ببخشید جیمیناا (خنده )
_ جیمینا منم ببخش نباید اونشکلی باهات حرف میزدم
% اشکالی نداره ( لبخند محو)
به کمپانی رسیدن
اون روز گشت و جونگکوک تا 5 ماه افسردگی داشت و زیاد تو رسانه و فیلم و چیزایی که بودن صداش رو در نمی اورد
( دوستان این اتفاق رفتنه جیسون بین مارچ و ایپریل بوده )
پنج ماه گذشته بود و الان اگوست 2019 هستیم
(جونگکوک توی کنسرت اگوست 2019 بود که موهاش رو تغییر داد میتونین برین تو گوگل سرچ کنین {اگوست 2019 جونگکوک} و ببینین چه دافی شده بودددددد )
< جونگکوک بیا دییگهههههه
_ اومدم وایسااا
جونگکوک از اتاق پرو بیرون اومد لباس تو بدنش میدرخشید
>چه دافی
_عههه هیونگ
>باشه بابا
بریم برای کنسرت
ویو بعد کنسرت
% جونگکوک یه لحظه میای ؟
_ اره هیونگ وایسا لباسمو عوض کنم
% باشه
جیمین نمیدونست چطوری قراره بهش بگه ولی باید میگفت دقیقا سه ماه پیش جونگکوک و جیسون با هم تو یه کافه برخوردن جیسون با اشک ب جونگکوک نگاه میکرد و می خواست توضیج بده اما جونگکوک در جا رفت و جیسون رو تو کافه تنها گذاشت
وقتی به خونه رسیده بود همه چی رو برا هیونگاش تعریف کرده بود و با نگاهی سرد و خشمگین به دیوار خیره بود بعد از اینکه جونگکوک رفت هیونگاش جلسه گزاشتن
ادامه دارد ....
برنده کیم اتتتتتتتتتتت تشویقش کنیددددددد
همه پاشدن و برای دختر روبرو دست زدن
علامت ات ( همون علامت جیسونه چون جیسون یه مدت تو داستان نیست )
+ ممنونم ممنون
همه دوباره نشستن و ات شروع کرد به حرف زدن
+ واقعا ازتون ممنونم برای این جایزه به خوبی ازش نگهداری می کنم و قدرش رو می دونم ممنونم
همه نشسته براش دست زدن و اون به پایین از سِن رفت تا به میز خودش و دوستاش برگرده که با 7 نفر روبروش چشم تو چشم شد
تعظیمی کرد و رفت و سر جاش نشست
فلش بک به 9 سال قبل
پسرک از خونه اومد بیرون و با دوستاش به سمت ماشین رفت در اصل اونا ماشین نیاورده بودن ولی تهیونگ مدتی که جیمین داشت با جئون حرف میزد و جونگکوک داشت وسایلش رو جمع میکرد به کمپانی زنگ زده بود تا براشون یه ماشین بفرستن
سوار ماشین شد
جونگکوک سرش رو تو دستش گرفت و ارنجش رو ، رو زانوهاش گذاشته بود
% جونگکوک خوبی ؟
جونگکوک بدون حرفی سرش رو بالا اورد و با چشمایی پر از بغض و اشک به هیونگ روبروش نگا کرد
% جونگکوک چرا گریه ؟ دیگه ارزشش رو نداره برای هیچکدومشون
پسرک سرش رو به چپ و راست تکون داد و حرف هیونگش رو تکذیب کرد
_م..من برای اونا ..گر..یه نمی کنم
% پس چی ؟
پسرک بدون حرفی هیونگش رو سفت بغل کرد و بغضش همون لحظه ترکید
% هی هی خوبی ؟
_ هیو..نگ واقعا ازت ممنونم ...هق ..
% چی چرا ؟
_ تو ..ت..و با اینکه من بهت بی احترامی کردم و دلت و شکوندم بازم بهم کمک کردی و تا تهش موندی فک ...فک ..ف..ک می کردم از دستت می دم
% هی جونگکوک شیییییی این چه حرفیه برادر ها تا پای جونشون هم کنار هم میمونن بعدشم
جیمین جونگکوک رو بلند کرد و به چشم های هر دو فرد روبروش نگاه کرد صورت خنده داری به خودش گرفت و لب زد
% من کسایی که نزدیک 7 سال باهاشون دوست بودم و داداش خودم رو میدونم رو نمیفروشم
% تهیونگ اونموقعه که میخواستم برم تو عمارت چه فکری راجبم کردی هاااا؟
هردو کسایی که روبروش بودن زدن زیر خنده چرا که جیمین همه اینارو برای مسخره بازی و خندوندن اون دو می گفت
# ببخشید جیمیناا (خنده )
_ جیمینا منم ببخش نباید اونشکلی باهات حرف میزدم
% اشکالی نداره ( لبخند محو)
به کمپانی رسیدن
اون روز گشت و جونگکوک تا 5 ماه افسردگی داشت و زیاد تو رسانه و فیلم و چیزایی که بودن صداش رو در نمی اورد
( دوستان این اتفاق رفتنه جیسون بین مارچ و ایپریل بوده )
پنج ماه گذشته بود و الان اگوست 2019 هستیم
(جونگکوک توی کنسرت اگوست 2019 بود که موهاش رو تغییر داد میتونین برین تو گوگل سرچ کنین {اگوست 2019 جونگکوک} و ببینین چه دافی شده بودددددد )
< جونگکوک بیا دییگهههههه
_ اومدم وایسااا
جونگکوک از اتاق پرو بیرون اومد لباس تو بدنش میدرخشید
>چه دافی
_عههه هیونگ
>باشه بابا
بریم برای کنسرت
ویو بعد کنسرت
% جونگکوک یه لحظه میای ؟
_ اره هیونگ وایسا لباسمو عوض کنم
% باشه
جیمین نمیدونست چطوری قراره بهش بگه ولی باید میگفت دقیقا سه ماه پیش جونگکوک و جیسون با هم تو یه کافه برخوردن جیسون با اشک ب جونگکوک نگاه میکرد و می خواست توضیج بده اما جونگکوک در جا رفت و جیسون رو تو کافه تنها گذاشت
وقتی به خونه رسیده بود همه چی رو برا هیونگاش تعریف کرده بود و با نگاهی سرد و خشمگین به دیوار خیره بود بعد از اینکه جونگکوک رفت هیونگاش جلسه گزاشتن
ادامه دارد ....
- ۴.۴k
- ۰۹ تیر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط