{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

part17

کوک: خیلی عجیبه تو این دنیای به این بزرگی همو ببینیم
ا/ت: دقیقا لانا این جونگکوک دوست جینسو و مینسو هست
لانا: چقدر خوب خوشبختم
کوک: منم همینطور
لانا: ا/ت تو اگه میخوای بمون من میرم
ا/ت: باشه
کوک: اگه کاری نداری میتونیم باهم قدم بزنیم
ا/ت: باشه
کوک: هنوز باورم نشده
ا/ت: منم همینطور
کوک: تا کی اینجایی؟
ا/ت: نمیدونم فعلا که اینجام
کوک: اگه خواستی میتونیم باهم برگردیم
ا/ت: نمیدونم
کوک:دیگه منو فراموش نکنیا تا وقتی اینجایی زیاد همو ببینیم
ا/ت: باشه
کوک: ژاپنی بلدی؟
ا/ت: نه
کوک: سختت نیست تنها بیای بیرون
ا/ت: تنها نیستم توهم اینجایی
چرا احساس میکنم از من خوشش میاد
کوک: ا/ت
ا/ت: جونگکوک
ا/ت: اول تو بگو
کوک: نه تو بگو
ا/ت: خواستم بگم میشه یکم بشینیم
کوک: باشه
رفتیم یه نیمکت پیدا کردیم و نشستیم
کوک: ا/ت
ا/ت: بله
کوک:هفته دیگه تولدمه میای باهم قرار بزاریم بریم بیرون
ا/ت: چرا با من؟
کوک: چون من اینجا کسیو ندارم
ا/ت: باشه
کوک: ممنون که قبول میکنی
ا/ت: 😊
قرار؟ میخواد با من قرار بزاره چرا؟واقعا دوسم داره؟ واییی نه نمیشه یعنی قبول نکنم شاید ناراحت بشه
ا/ت: من باید برم خونه لانا هفته دیگه میبینمت
کوک: من ماشین میاد دنبالم میخوای با ما بیا
ا/ت: نه ممنون خودم میرم
کوک: باشه

یک هفته بعد
ا/ت: لانا کدوم بپوشم؟
لانا: میخوای بری سرقرار؟
ا/ت: نمیشه گفت قرار ولی قراره
لانا: باهمون پسره
ا/ت: اره
لانا: خب اوکیه الان برات یه استایل عالی میزنم
ا/ت: اوکی

کوک
یعنی نمیاد اینم نکنه از نقشش باشه هانا بهم زنگ زد
کوک: بله
هانا: عشقم خوبی
کوک: چیه زنگ زدی؟
هانا: کجایی؟
کوک: منتظر ا/تم
هانا: ا/ت؟ ا/ت که نگفت امروز میخواد بیاد پیشت
کوک: پس نمیاد
تلفن قطع کردم
برو بابا دیوونه
در باز شد ا/ت اومد بلند شدم رفتم سمتش
ا/ت: سلام
کوک: سسلام خوش اومدی
ا/ت: چرا کسی نیست
کوک: امروز گرفتم برای خودمو خودت
ا/ت: اها
کوک: بیا بشین
ا/ت: راستش چطور بگم من واقعا نمیدونستم از چی خوشت میاد
کوک: من دعوتت نکردم بخاطر اینکه برام کادو بیاری من از تو کادو نخواستم فقط میخواستم خودت باشی
ا/ت: 😊 خوشحالم که منو دعوت کردی برای تولدت خیلی ممنون که منو مثل یه دوست میبینی
کوک: خواهش میکنم.

ا/ت
هم حس خوبی داشتم هم حس بد به هانا نگفته بودم که میخوام بیام تولد جونگکوک
هم اگر تولد نمیومدم جونگکوک ناراحت میشد
ا/ت: میخوای ازت عکس بگیرم؟
کوک: اره بگیر
ا/ت: باشه یک دو سه
کوک: میای باهم بگیریم؟
ا/ت: باشه
یه عکس هم باهم گرفتیم
ا/ت: میشه به جینسو و مینسو نگی که اومدم تولدت
کوک: باشه نمیگم
ا/ت: ممنون ایی
کوک: چیه خوبی؟
ا/ت: اره
دلم یکم درد میکرد دستمو گذاشتم رو دلم
کوک: خوبی؟ دلت درده
ا/ت: نه الان خوب میشم
کوک: میتونیم بریم دکتر
ا/ت: نه خوبم
دیدگاه ها (۷)

روز بعد ا/ت کج راه میرفت و نمیتونست راه برهجونگ کوک هم یه جا...

True Love②⑨شب تهیونگ: ببخشید مزاحم شدم م.ب:این چه حرفیه خوش ...

(دلداده )ا/ت: سلاممممم جین:سلام جوجه رنگیا جیمین: به به سلام...

تکپارتی جونگ کوک

بعد از خرید ا. ت و کوک به یه رستوران رفتنکوک : خب عشقم چی می...

پارت ۱۱«اخیش بالاخره رسید....خیلی گشنم‌ بود»«منم همین طور کو...

سناریو خط قرمز

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط