پارت یازدهم

پارت یازدهم
دوست‌پسر‌قراردادی
کوک:مجبور میشم یه جور دیگه بهت بفهمونم
منظورشو فهمیدی ترسیدی پس گذاشتی کارشو بکنه(داشت رژشو با دستمال پاک میکرد دوزتان🙂)
کوک: حالا زود باش بیا بریم سوار ماشین شیم
(رفتن سوار ماشین شدن این زر زرا تا رسیدن)
ویوات
چقد جمعیت زیاد بود من از جمعیت خیلی زیاد خوشم نمیومد و میترسیدم پس سعی میکردم از‌کنار کوک جم نخورم کوک اینو میدونست و همکاری میکرد و نمیگفت که ازم دور شو یا برو اونور تر توی فکر بودی که صدای یه پسر رو شنیدی که میگفت:لیدی افتخار دنس میدین؟
اتو خودشو به کوک چسبوند که کوک سرشو برگردوند و اون پسرو دید(بچه ها کوک داشته با یه بنده‌ی خدایی حرف میزده‌که وقتی ات دستشو گرفت برگشته یونوگایز)که ات یواش تو گوش کوک گفت این پسره بهم میگه بیا باهم برقص کوک تا اینو شنیدی عصبی شد
کوک:ببخشید کاری داشتید؟
پسره:میخاستم با این خانم زیبا برقصم‌شما؟
کوک:من شوهر این خانم هستم و لطفا دیگه دوروبرش شمارو نبینم
پسره:اما من میخام…که کوک بلند شدو زد تو صورتش
کوک:همین که گفتم حالا گورتو گم کن
پسره رفت یه چند ساعت از رفتنش میگذشت توخسته شده بودی دستشویی هم داشتی به کوک گفتی که من دستشویی دارم و میخام برم اما از جمعیت میترسم و کوکم همراهت اومد تا ببرت دستشویی(بچه‌ها داخل دستشویی نه ها بیرون می‌استه تا کار ات تموم شه)رفتی داخل دستشویی اون پسره هم اونجا بود خاستی خودتوبزنی به اون راه که…….
شرطا:
لایک۱۵
کامنت۲۰
دیدگاه ها (۲۰)

عشق زار آلود(Mysterious Love)Part:1ویو رمان:خونه ساکت بود پد...

#برادر ناتنی من

P10 .PRISAN MAFIA.

پارت نوزدهم ( آخر) یک ماه بعدات. ای دلم تیر می‌کشه کوک. میخو...

مهمونی خطرناک پارت=8ادامه ویو جونگ کوک:نگاه ریزی بهم انداخت ...

part:41سو هو ماشینش رو آورد پشت ماشین جونگ کوک و finch رو (ی...

شب تولدم فصل 3پارت 17ات: تهیونگ به حرفاش گوش میکنمو ازش فاصل...

part1

تک پارتی»»»وقتی ات خوابه با جنکوک..معرفی کسایی ک داخل رمان ه...

درخواستیاز نفرت تا عشقPART: 1ویو ات: با صدای مامانم از خواب ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط