دلم تنگ است ،
دلم تنگ است ،
نمی دانم ز تنهایی...
پناه آرم كدامین سوی!
پریشان حالم و بی تاب می گریم...
و قلبم بی امان محتاج مهر توست...
نمی دانی چه غمگین رهسپار لحظه های بی قرارم من!
به دنبال تو همچون كودكی هستم...
و معصومانه می جویم پناه شانه هایت را...
كه شاید اندكی آرام گیرد دل
دلم تنگ است و تنهایی به لب می آورد جانم
بیا تا با تو گویم از هیاهوی غریب دل
كه بی پروا تلنگر می زند بر من و می گوید به من
نزدیك نزدیكی به دنبال تو می گردم ،
به سویت پیش می آیم!!!
چه شیرین است پر از احساس یك خوشبختی نابم
نمی دانم ز تنهایی...
پناه آرم كدامین سوی!
پریشان حالم و بی تاب می گریم...
و قلبم بی امان محتاج مهر توست...
نمی دانی چه غمگین رهسپار لحظه های بی قرارم من!
به دنبال تو همچون كودكی هستم...
و معصومانه می جویم پناه شانه هایت را...
كه شاید اندكی آرام گیرد دل
دلم تنگ است و تنهایی به لب می آورد جانم
بیا تا با تو گویم از هیاهوی غریب دل
كه بی پروا تلنگر می زند بر من و می گوید به من
نزدیك نزدیكی به دنبال تو می گردم ،
به سویت پیش می آیم!!!
چه شیرین است پر از احساس یك خوشبختی نابم
- ۱.۸k
- ۳۰ آذر ۱۳۹۲
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط