{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در شهری قدم میزنم که دختران لبان سرد خود را سرخ تر میکنن

در شهری قدم میزنم که دختران لبان سرد خود را سرخ تر میکنند تا شاید دل سیاه پر از هوس پسرها سرخ شود به بهانه ی عشق!!! در شهری زندگی میکنم که پسرانش ادای مجنون را در می آورند تا شاید تن لیلی های ساده را به دست آورند!!! در شهری اشک میریزم که پسرانش چشمان هیز خود را در پس عینک دودی پنهان میکنند تا شاید دختران در شیشه ی سیاه عینک، چشمان صادق خویش را ببینند!!! در شهری می ایستم که دختران بر بوسه های خود قیمت میگذارند تا شاید پسران پولدار شریک آنها شوند!!! در شهری می اندیشم که پسرانش خود را چون دیوار محکم تعریف میکنند تا شاید دختران تکیه کنند بر بازوی شیشه ای آنها..... دهانت را می بویند، مبادا گفته باشی دوستت دارم...!! من میگویم حق دارند!! چون دوست داشتن های ما بو دار است... بوی سوء استفاده.... بوی خیانت..... بوی دروغ و بازی میدهد....
دیدگاه ها (۷)

چند پارتی پارت ۱عمارتِ جونگ‌کوک همیشه بویِ سردِ باروت و بویِ...

KIM V

فصل دوم: طعمِ تلخِ تظاهرا/ت به درِ بسته‌ی حمام خیره ماند. صد...

p : 1

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❺_بخش اول_ساده‌لوح یا خوش‌باور نیستیم؛ آسمان چنا...

رمان: سلطنتِ گل‌های سیاه 🖤🍒پارت دوازدهم: سقوط در اقیانوسِ تا...

#موکل_خطرناک_من#رمان_درخواستی پارت17ویو کوکدست‌ه...

پارت: 16 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*ساعت دوازده و نیم ظهر، کاف...

My Arirang Part 6

🫁🫀🤞🏾بخش اول: شطرنج بدون مهرهچند هفته از ناپدید شدن بی‌سروصدا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط