شراب سرخ پارت ۱۵۰

شراب سرخ پارت ۱۵۰

#red_wine🍷#red_wine🍷
من با پای خودم امده بودم تو قتلگاهم..
و من چقدر احمق بودم که فکر میکردم او هم نسبت به من بی تفاوت نیست!
دلم برای جنین توی شکمم سوخت حتی نمیداستم هست یا نه
اما دلم به حال او که معلوم نبود باشد یا نباشد کباب شد..
چه میشد اگر به او نمیگفتم ازش باردار هستم؟
انموقع من را همراه بچه درون شکمم اتش میزد ؟
بعد از یک سال بالاخره صدای پدرم را شنیدم
فقط همین را میتوانستم به خودم و قلبم بگویم "احمق"
کیم طی یک سال توانست از یادم پاک کند چرا و برای چه اینجام!
/..................
نتوانستم طاقت بیارم و فورا وارد اتاق شدم ..
نگاهش را از من گرفت و به سوی در رفت..
_با توام عوضی ؟
در را با خشم بست و کلید کرد.به عقب برگشت و با دیدن من بجای بهت و تعجب اخم کرد و غرید: تو اینجا چه غلطی میکنی؟
بغض الود روبرویش ایستادم و پرسیدم: پدرم بود؟ مگه نه..
نگاهش را از من گرفت و به سوی در رفت..
فکر کردم میخواهد بدون جواب من را بگذارد و برود..
_با توام عوضی ؟
در را با خشم بست و کلید کرد.
به سمتم قدم برداشت و گفت: اره داشتم با پدر بی همه چیزت حرف میزدم..
بابا....!
* فلش بک *
دکتر پرسید: این مرد رو نمی‌شناسی؟
سرم را به معنای منفی تکان دادم و گفتم: نه! من این آقا رو نمیشناسم.
چرا تعجب نکرد! چرا نپرسید کی حافظه‌اتو بدست اوردی..
مکثی کردم و اشک هایم را پاک کردم
ماتم برد..
_چی...؟میدونستی؟
کجای کارم سوتی داده بودم؟
سری به معنای مثبت تکان داد..
_از کی .. از کی میدونستی.. کی فهمیدی که....
وسط حرفم پرید و گفت: از همون اول..
از جایش برخواست و بهم نزدیک شد
نگاهش را به نگاه گیج و ترسیده‌ام دوخت و گفت: از همون اول که ترس توی چشماتو دیدم فهمیدم.. درست مثل الان!
طره‌ای از موهایم را به دستش گرفت و گفت: ترسیدی؟
دستش را پس زدم و گفتم: به من دست نزن لعنتی..تو منو بازی دادی..
دیدگاه ها (۰)

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p71«نه، نمی‌دونی. مطمئن بودم اگه یه کلمه...

A Shadow Named You سایه‌ای به نام تو P.28 (روایت از زبان ا.ت...

رمان آغوشی از جنس خطر پارت پانزدهم ۱۵

اسم فیک = "محو اقیانوس نگاهت" پارت " 30 ""ویو جئون آنجلینا" ...

فاصله یک لبخند تا جنون

...پارت اول...

𓂃 ࣪˖ ִֶָ 🪖 ִֶָ ˖ ࣪𓂃 وقتی میخواد بره سربازی ...⛓️‍💥💚 ╰┈➤ 𝑷𝒂𝒓...

پُشتِ مَرز دوست داشتنپارت دومویو تهیونگ :همین که سرم رو بالا...

پارت ۳۶ صبح روز بعد، با صدای زنگ در از خواب بیدار شدم.با خوا...

قفسِ طلایی (Golden Cage)P.16ا.ت:باید بهش فکر کنم کوک.....تو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط