{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به نگاهی که مــــرا کرده گرفتار قســــــم

به نگاهی که مــــرا کرده گرفتار قســــــم
به نگاهی که شــب از فکر تو بیدار قســــم

بی تو من تلخ ترین خاطره ی پاییــــــزم
بی تو از گریه و خوناب جگـــــر سرریزم

نفســـــم بی تو در این عمــــــق جنون می گیرد
کنــــــج پستوی غمت ، دل به خــــــدا می میرد

بی تو از هیچ ترین حادثــــــه ها می ترسم
بی تو از فاجعه ی فاصلــــــه ها می ترسم

نکند شاپــــــری قصه ام از غم شده پیــــــر
نکند مریــــم عذرای من از من شده سیــــــر

بوی مسموم و غریبانه ی خــــون یعنی من
خون خشکیده به دیوار جنــــــون یعنی من

بسته ی خالی سیگار و شــــــب و تنهایی
بسته ی خالی قرص و غــــزل و بی خوابی

لــــرزه بر سمت چــــپ سینه ام انداخته ای
رعشــــــه بر چار ستون تنــــــم انداخته ای

ماشه ات را بچکان...طعمــــــه ی تابوتم کن
کار را یکسره کن...یک شبــــــه مبهوتم ‌کن
دیدگاه ها (۲۰)

نام=)سایه مافیا### پارت شانزدهم: طعمِ فلز و خاکسترنورِ زرد و...

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 3️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ قرار ن...

پارت: 14 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*با تردید، دستم رو دراز کرد...

✦ اولین گناه ✦فصل سی‌و‌هفتم: شلیک---چاقو پرواز کرد.به سمتِ ه...

راز خون پارت پنجم

پارت ۵۲صدایِ باز شدنِ درِ اصلیِ عمارت، مثلِ یک پتکِ سنگین تو...

نشان سوخته.

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط