{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عاشقانه ات میمانم...

عاشقانه ات میمانم...
وقتـــی سکـــــــوت تــــو تایید رفتن است
وقتی رمان عشق تو سرشار از من است
وقتی صدای پای تو بر پله ی قطار
فریاد و ضجّه ی از هم بریدن است
سردرگمی- کلافه گی ام کم نمی شود
وقتـــی دلیل بودن من دل سپردن است
وقتی لب تو نیست نه جهنم نه با بهشت
برزخ تمام سهـــــم من از زنده بودن است
ترمز ندارد این قفس تنگ بی کسی
تا مرگ می بردم این مبرهن است
خواب هم چشم دیدن مارا دگر نداشت
اینجا خیال هم دگر از جنس آهن است
دیگر همیشه عینکی از اشک می زنـــــم
وقتی تو نیستی چه نیازی به دیدن است..
دیدگاه ها (۳)

ﺷﻌﻠﻪ ﺩﺍﺭﻡ ﻣﯿﮑﺸﻢ ﺩﺭ ﺗﺐ، ﻧﻤﯽ ﻓﻬﻤﯽ ﭼﺮﺍ؟ﺗﺎﺏ ﺑﯽ ﻣﺎﻫﯽ ﻧﺪﺍﺭﺩ ﺷﺐ، ﻧﻤ...

من و این خانه و این سقف شکسته ، تو و عشقمنم و فاصله و این تن...

سه تارم ، راست میگوید ، کمی ناکوک و بد حالممخالف میزنم ، زیر...

سلاممن در صبحی زیبا یادتان میکنمتا همه ی لحظه هایتان چون روز...

𝑭𝒐𝒓𝒃𝒊𝒅𝒅𝒆𝒏 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘𝒔 سایه های ممنوعه 𝕻𝖆𝖗𝖙:۲عمارتِ آقای جئون، سر...

وقتـــی سکـــــــوت تــــو تایید رفتن استوقتی رمان عشق تو سر...

آیا به راستی آنان در جهنم میسوزندو منو ما از گرمایشان لذت میبریمو از سوختن و تقاص پس دادنشان به آرامشو گرما میرسیم؟)

"دوپارتی"وقتی قبل از مهمونی دعوا میکنید و....🐚🌿پارت اخر////ی...

#حضرت_زهرا #مرثیه_حضرت_زهرا رفتی و خاطره ها پنجره را وا کردن...

علی علیپور

چپتر سوم: چند روز از ورود تو به عمارت می‌گذشت. هانما بیش از ...

دوست داشتم امشب که زخم بی پدر شدن به جانم چند ساله می شود ،...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط