نیمه ای از مرا به تو بانو

نیمه ای از مرا به تو بانو
نیمه ای از تو را به من دادند
دور می خواستندمان از هم
که به یک روح ، دو  بدن دادند

چشم دادند در تو خیره شوم...
پا ... که هر جا تو می روی بروم
شک ندارم برای بوسه ی توست
که به من هم لب و دهن دادند

پیش از آنی که عاشق ات باشم
لال بودم ، فقط برای همین
که بگویم که دوستت دارم
به زبان قوت سخن دادند

یک نفر عاشق است و خندان است!
یک نفر عاشق است و گریان است!
به یکی میل ساختن دادند
به یکی میل سوختن دادند

مرد را خشم ، سینه ی پر غم...
مرد را درد و حسرت و ماتم
زن ولی عشوه ،ناز ، گیرایی...
هر چه خوبی ست را به زن دادند

نیمه ی تا ابد جدا از من
رو سفیدیم هر دو مان امشب
به تو رخت عروس پوشاندند
به من خسته هم کفن دادند

        🌾🌾🌾
دیدگاه ها (۰)

معرفی رمان: نقابی در شهر«نقابی در شهر» یه رمان صدم قسمتیه. ژ...

🖤 پشتِ غرورِ سردت | 𝑷𝒂𝒓𝒕 23بیمارستان قدیمی سئول ـ ساعت ۱۰ صب...

پارت ۲۲

#My_deity#part1☆ویو پسرِ خدا☆ لنگان لنگان به سمت جنگل رفتم د...

🖤 پشت نیمکت آخرپارت ۹ از ۱۰: «کسی که نباید دوستش می‌داشتم».ت...

**پارت ۷**چشم‌هات رو بستم و توی تاریکی زیرزمین داشتی از ترس ...

پارت ۵

🍷 شراب قرمزپارت ۱۵ | انتخابرینا به صفحه‌ی گوشی خیره شده بود....

هم سلولی خطرناک (part2)هفته‌ی اول دختر یاد گرفت چطور توی زند...

True Love②③فردا(شب) تهیونگصدای زنگ در رو شنیدمو رفتم در رو ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط